«تکرارِ پروپاگاندای اشغالکنندگان ایران»
در شهریور ۱۳۲۰ متفقین به ایران حمله کردند. در پی حملۀ غافلگیرانۀ متفقین دو درگیری نسبتاً کوچک در شمال و جنوب ایران رخ داد و چند سرباز ایرانی جان باختند. غیر از این موارد، مقاومت چشمگیری صورت نگرفت و متفقین در خاک ایران پیشروی کردند. با اولتیماتوم آنها رضاشاه به نفع ولیعهد کنارهگیری کرد و پس از چند روز از ایران خارج شد.
در اینجا پرسشهایی وجود داره که مسئلۀ تاریخنگاریه. مهمترین پرسش اینه که چرا ارتش مرخص شد. دلایل اینکه مقاومت صورت نگرفت چه بود؟ با حملۀ متفقین شیرازۀ امور از دست دررفت. خود وزارت جنگ سربازان رو مرخص کرده بود و شاه کفیل وزارت جنگ، احمد نخجوان، رو زندانی کرده بود (از شدت خشم به روایتی قصد داشت او را در دربار بکشه). در هر حال در اون روزها، حتی نگهبانان کاخ شاه هم پستشون رو ترک کرده بودند. همۀ اینها پرسشهای تاریخی مهمیه که طبعاً باید پاسخهای دقیقی هم بهشون داد. اما مسئلهای که میخوام بگم چیز دیگهست که ربطی به «وقایعنگاری» نداره.
بهانۀ متفقین برای حمله به ایران واهی بود. چیزی که متفقین از ایران میخواستند این بود که ایران عملاً بیطرفی رو کنار بگذاره. اما در یکی دو سال اول جنگ جهانی هیچچیز معلوم نبود و حفظ بیطرفی دستکم در اون سالها گزینۀ معقولی بود. ضمن اینکه همون شوروی و بریتانیا که از حضور شماری آلمانی در ایران ناراحت بودند، تا آستانۀ جنگ جهانی هم با آلمان روابط گسترده داشتند و هم بسیار به هیتلر امتیاز میدادند. مگه خود شوروی شب آغاز جنگ جهانی با آلمان پیمان نبسته بود؟ مگه لهستان رو بین خودشون تقسیم نکرده بودند؟ مگه غیر از اینه که بریتانیا در قالب سیاست مماشات (appeasement policy) انواع امتیازات رو به هیتلر داده بود؟ یک کشور ضعیف جهانسومی که تازه داره از خواب و ویرانی چندصدساله کمر راست میکنه، در بازی قدرت بزرگان چهکار باید بکنه؟ بیطرفی در جنگی که طرف پیروز اصلاً معلوم نبود، نامعقول بود؟ اما چیزی که بریتانیا از ایران میخواست این بود که ایران بیطرفی رو کنار بذاره.
این هم که فرض کنیم شاه ته دلش تمایلاتی به آلمان داشت، حرف پیشپاافتادهایه. عموم ایرانیها تمایل به آلمان داشتند! کشوری که بیش از صد سال گرفتار روس و انگلیس بود، بدیهی بود ته دلش آلماندوست باشه، به خصوص وقتی فکر میکرد قدرت گرفتن آلمان، باعث میشه دم انگلیس در جهان و به خصوص در خاورمیانه قیچی بشه. همۀ اینها بدیهیاته! دستکم داشتن چنین افکاری، از نشانههای حماقت و اشتباه نبود.
اینجاست که باید با کمال تأسف گفت که پروپاگاندای اشغالکنندگان ایران از بعد از شهریور بیست در دهان بسیاری از ایرانیان هم افتاد و گفتند دلیل حملۀ متفقین سیاست آلماندوستی ایران بوده. این شرمآور و ناراحتکنندهست که ما حرف کسانی رو بزنیم که خاکمون رو ناجوانمردانه و بیدلیل اشغال کردند. دلیل اشغال ایران رابطۀ ایران و آلمان نبود! بلکه زیادهخواهی متفقین بود. اینکه کسی حرف متفقین رو تکرار کنه، حرف همون کسانی رو تکرار که به خاکش تجاوز کردند و برای این تجاوز دروغی سرودند.
اما قضیه وقتی عجیبتر میشه که از جمله کسانی این دروغ متفقین رو تکرار میکردند و میکنند که معتقدند مصدق کار خوبی کرد هیچ سازشی با انگلستان نکرد. دقت کنید تا عمق تناقض رو درک کنید:
دقیقاً همون کسانی که معتقدند مصدق سال ۳۲ خوب کاری کرد که سر قضیۀ نفت زیر بار فشار انگلیس نرفت، میگن ده دوازه سال قبلش رضاشاه با شروع جنگ باید برای اینکه انگلیس ناراحت نشه مطابق میل انگلیس رفتار میکرد! یعنی سر قضیۀ نفت مصدق خوب کاری کرد که زیر بار هیچ سازشی نرفت، اما رضاشاه بد کاری کرد که سریع نپرید در طرف انگلیس! به این میگن استاندارد دوگانه!
همینها میگن چرا ارتش رضاشاه در برابر متفقین مقاومت نکرد. حقیقتاً پیشنهاد میکنم صریح جواب بدید که با توجه به اینکه قضیه برای شوروی و انگلیس مرگ و زندگی بود ــ و آمریکا رو هم پشتشون داشتند ــ اگر ایران مقاومت میکرد، چی میشد؟ صادق باشید و بگید چی میشد! بگید چقدر کشته میدادیم! چقدر ویران میشدیم؟ و آیا امیدی به پیروزی بود؟ یا نه! آخرش ویرانی و اشغال خصمانه و نهایتاً پارهپارهشدن ایران بود؟ اگر ایران تا آخرین قطرۀ خون مقاومت میکرد، علاوه بر نابودی و کشتار، آیا فروغی میتونست آخر همون سالِ ۱۳۲۰ اون پیمان رو با متفقین رو امضا کنه؟ و آیا بدون اون پیمان، میشد آذربایجان رو از شوروی پس گرفت؟ ایراندوستیتون این مدلیه؟ به نام ایران انصاف پیشه کنید و به خاطر انگیزههای سیاسی حقیقت رو سلاخی نکنید. ارزشش رو نداره.
برای توضیح بیشتر میتونید این دو پست رو بخونید:
«رضاشاه و بیطرفی در جنگ»
«رضاشاه و معضل ظهور هیتلر»
@Garajetadayoni | گاراژ
Post #525
29.9K
- 👍 1.4K
- 👏 243
- ❤ 155
- 🫡 36
- 🔥 24