TGViewer
گاراژ ــ مهدی تدینی گاراژ ــ مهدی تدینی @garajetadayoni · 134K subscribers
Post #10796 68.4K
آدرسِ غلطِ برابری و انحراف به چپ


▪️مقدمه: در باب حسادت

مقایسه، مقایسه، مقایسه... می‌دونید مقایسه خود با دیگران و انتظاراتی که در نتیجۀ مقایسه به وجود میاد چقدر می‌تونه انسان رو از یک شناخت مفید به بیراهه بکشونه؟ شاید شما در حالت عادی واقعاً زندگی خوبی داشته باشید و امیدوار هم باشید زندگی‌تون به طور کلی رو به بهبوده، اما با مقایسۀ خودتون با کسانی که وضعیت بهتری از شما دارند، به جای لذت بردن از زندگی‌تون، بابت کمبودهای زندگی‌تون در مقایسه با زندگی دیگران غصه بخورید و حالتون بد باشه.

می‌دونم... می‌دونم... این پاراگراف خیلی شبیه روان‌شناسی‌های زرد شد و فقط این رو کم داشت که آخرش بگم «پس باورهات رو باور کن!». کمی صبر کنید تا بگم می‌خوام از اینجا به کجا برم. هلموت شوک، جامعه‌شناس آلمانی، کتاب جالبی داره با عنوان «حسادت: نظریه‌ای اجتماعی» و در این اثر سعی می‌کنه تأثیر حسادت رو در شکل‌گیری روابط اجتماعی توضیح بده. یکی از نکات جالبی که شوک می‌گه اینه‌که انسان‌ها فقط به این فکر نمی‌کنند که خودشون چقدر دارند، بلکه دائماً خودشون رو با دیگران مقایسه می‌کنند و وقتی کسی فکر می‌کنه فرد دیگه‌ای بیش از حد موفق یا ثروتمند شده، ممکنه به جای تلاش برای بهبود زندگی خودش و رسیدن به موفق‌ترها، بخواد موفقیت افراد موفق‌تر رو محدود یا خراب کنه.

با شنیدن این حرف اولش حس ناخوشایندی بهتون دست می‌ده... فکر می‌کنید چقدر بده که آدم به جای کسب موفقیت بخواد مسیر موفقیت دیگران رو مسدود کنه. ولی بعید نیست بعدش با خودتون بگید: آره، خیلی بده، ولی چنین چیزی امکان‌پذیر نیست، فقط یک ویژگی اخلاقیِ بده. اما نه، قضیه به همین سادگی نیست. خیلی راحت می‌شه همین تفکرِ زشت رو در یک زرورق نظری موجه، اخلاقی و جذاب پیچید؛ جوری که چنین عقیده‌ای نه‌تنها دیگه زشت به نظر نرسه، بلکه برعکس! انکارش زشت و غیراخلاقی باشه. خیلی از نظریه‌های بسیار موجه اجتماعی در نهایت هدفشون چیزی جز مسدود کردن مسیرهای موفقیت دیگران نیست. و اگر هم خیلی طرفدار پیدا می‌کنه، به همین دلیله که با یک حس غریزی انسان همپوشانی داره. مخلص کلام اینکه، همین حسادت مخرب رو می‌شه جوری تئوریزه کرد که کاملاً موجه و اخلاقی به نظر برسه. حالا از اینجا و با این مقدمه بریم سر اصل مطلب:


▪️پرسش کلیدی

شما ترجیح می‌دید در کدوم یک از این دو کشور یا جامعه زندگی کنید؟ در کشور «الف» یا در کشور «ب»؟

ــ در کشور الف وضعیت زندگی شما بهتر از الانه، اما نابرابری از کشور ب بیشتره.

ــ در کشور ب وضعیت زندگی شما بدتر از الانه، اما برابری از کشور الف بیشتره.

سوال کلیدی:

شما کدوم رو ترجیح می‌دید؟ زندگی بهتر در جایی که نابرابری بیشتره، یا زندگی بدتر در جایی که نابرابری کمتره؟


بذارید ملموس‌تر درباره‌ش صحبت کنیم: در کشور الف شما می‌تونید خودرو شخصی خیلی بهتری داشته باشید (به نسبت الان)، با زحمت کمتری درآمد بیشتری داشته باشید، سفر هوایی بیشتری در سال داشته باشید، تهیۀ مایحتاج زندگی براتون راحت‌تر باشه و به طور کلی زندگی راحت‌تر و مرفه‌تری داشته باشید. اما در همین کشور کسانی هستند که جت شخصی و قایق‌های شخصی بسیار گرون دارند. کسانی هستند که ثروت عظیمی دارند و این زندگی مرفه و راحت شما در برابر ثروت اونها هیچه!

اما یک انتخاب دیگه هم دارید. می‌تونید برید به کشور ب. اونجا خودروی شخصی ندارید. بیشتر باید کار کنید و درآمد کمتری دارید و قدرت خریدتون هم پایینه و تنوع و کیفیت کالاهایی که می‌تونید بخرید کمه. اما در عوض اکثر جامعه مثل شما هستند و برخی امکانات زندگی به طور مساوی در اختیار همه قرار گرفته. یعنی بقیه هم اکثراً خودروی شخصی ندارند، خیلی به ندرت سفر هوایی دارند، زندگی محقری دارند و از ثروت‌های عجیب و غریب هم خبری نیست، اما برابری بیشتره.

خب... انتخاب شما کدومه؟ زندگی مرفه‌تر اما برابری کمتر، یا زندگی فقیرانه‌تر اما برابری بیشتر؟


▪️آدرس غلطِ نابرابری

واقعیت اینه‌که شما وقتی قراره دربارۀ نظم کلان زندگی اجتماعی قضاوت کنید، با این دو گزینه روبرو می‌شید. شاید کسانی باشند که گزینۀ دوم رو انتخاب کنند: زندگی فقیرانه، اما برابر. ولی تمایل به زندگی بهتر در ذات انسانه و سرکوب این میل در بلندمدت امکان‌پذیر نیست. اگر سرکوب این میل امکان‌پذیر بود، اصلاً بشر از مناسبات قرون‌وسطایی خارج نمی‌شد. سرشت انسان در تمنای وضعیت بهتره.

اما در نهایت هدفم رسیدن به یک مسئلۀ دیگه‌ست، نه واکاوی ذات انسان. حرف نهایی‌م اینه‌که «برابری» یک آدرس غلط اجتماعیه. باور به برابری بحث دربارۀ زندگی بهتر رو به بیراهه می‌بره. مسئله این نیست که مردمِ یک جامعه سطح برابری داشته باشند، بلکه مسئله اینه‌که چطور می‌شه کاری کرد هر کسی — چه فقیر، چه متوسط و چه ثروتمند — در کل بتونه زندگی باکیفیت‌تری داشته باشه. وقتی هدفِ تأملات اجتماعی به سمت مسئلهٔ برابری منحرف می‌شه، یک اولویت نادرست بر تمام تفکرات سایه می‌اندازه و اولویت درست که داشتن زندگی بهتره فدای این تفکر انحرافی می‌شه. هدف نهایی از تأمل دربارۀ زندگی اجتماعی قاعدتاً باید این باشه که همه زندگی بهتری داشته باشند. اما در اینجا یک اختلال در مسیر تفکر ایجاد می‌شه و یهو به خودتون میایید می‌بینید دغدغه‌تون به جای رفاهِ بیشتر شده «برابریِ» بیشتر.

وقتی اولویتِ تفکر از «زندگی بهتر برای همه» تبدیل بشه به «زندگیِ برابر برای همه»، شما آگاهانه یا ناآگاهانه به سمت چپ منحرف شدید. در اینجا باید پرسید اصلاً آیا برابری یک ارزشه که بخواد معیار تأملات و نظریه‌های ما قرار بگیره؟ چه مرجع مطمئنی حکم کرده زندگی انسان‌ها باید برابر باشه؟ حالا در نظر بگیرید به خاطر این ارزش مشکوک ارزش‌های واقعی و حیاتی زندگی اجتماعی رو تخریب کنیم: مثل رفاه و توسعه... به خاطر یک ارزش مشکوک، ارزش‌های مطمئن و مطلق رو تخریب می‌کنیم.

البته شک نکنید وقتی بحث به اینجا می‌رسه کسانی که معیارشون «برابری» بوده ادعا می‌کنند هدف اونها هم همینه که رفاه بیشتر بشه. می‌گن چون هدفشون زندگی بهتره، بر برابری تأکید می‌کنند. منتها اینجا باید مچشون رو گرفت: اول باید اثبات کرد سازوکارها برای ایجاد یک جامعۀ برابرتر «واقعاً و قطعاً» سطح زندگی عموم مردم رو بالاتر میاره. اگر کسی این رو قبلش اثبات نکرده باشه، نمی‌تونه ادعا کنه هدفش از تأکید بر برابری رسیدن به رفاه بیشتره. و اگر تلاش برای برابری سطح عموم مردم رو پایین بیاره که دیگه هیچ حرفی در دفاع از چنین تفکری نمی‌شه زد.

▪️نتیجه

اینجاست که بحث واقعی تازه شروع می‌شه! مدافعان کاپیتالیسم و بازار آزاد معتقدند نظم کاپیتالیستی زندگی بهتری برای عموم مردم به ارمغان میاره، بدون اینکه نابرابری رو از بین ببره؛ در حالی که مخالفان کاپیتالیسم و بازار آزاد با تلاش برای ایجاد برابری در نهایت سطح رفاه عموم مردم رو پایین میارن. اینجاست که مشخص می‌شه چطور یک نامسئله، یعنی برابری، مسئلۀ اصلی، یعنی «رفاه»، رو تخریب می‌کنه.

وجود نابرابری اقتصادی و رفاهِ بیشتر دو روی یک سکه‎ست؛ نمی‌شه اینها رو از هم جدا کرد. این نابرابری زایاست و بهره‌وریِ کل جامعه رو افزایش می‌ده و در نهایت به زندگی بهتری برای عموم مردم منجر می‌شه ــ اینجاست که مشخص می‌شه کسانی که می‌خوان به هر ضرب و زوری و با فدا کردن رفاه نابرابری رو کم کنند، مسئله‌شون رفاه نیست، بلکه دغدغه‌شون یک اصلِ اخلاقیِ مشکوکه: اینکه انسان‌ها الزاماً باید زندگی برابری داشته باشند — بله، دغدغه‌شون اینه، وگرنه داشتن زندگی بهتر هرگز و هرگز منوط به برابری نیست.


همچنین بنگرید به این پست: نابرابری درآمدی — مسئله یا نامسئله

#کاپیتالیسم #بازار_آزاد #سوسیالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
  • ❤ 1.1K
  • 👍 417
  • 👌 93
  • 🤬 11
  • 🗿 11
More from @garajetadayoni
  1. Oct 2, 2026این رو هم ببینید. جالب اینه‌که خودکشی ربات‌ها به این شکل به پیشنهاد آرنولد بوده. خودش هم ح…
  2. Oct 2, 2026پایان ترمیناتوریِ Figure 02 فیگور صفر دو محصول شرکت آمریکاییِ فیگور ای‌آی هست. این ربات ان…
  3. Oct 2, 2026فکر کنم بشه گفت شورش و تخریب به بخشی از فرهنگ سیاسی فرانسه بدل شده. هر چند ماه یک بار شورش…
  4. Oct 2, 2026بعضی از جوون‌ترها، به ویژه خانم‌های جوان که مخاطب صفحات فمینیست‌های ایرانی شده بودند، فکر…
  5. Oct 2, 2026یه چیز تو همین مایه‌ها 😊 @Garajetadayoni | گاراژ
  6. Oct 2, 2026انتظار دارند من در کانال خودم در اقلیت باشم. اونی که از من خوشش نمیاد خودآزاری نداره که، م…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →