TGViewer
گاراژ ــ مهدی تدینی گاراژ ــ مهدی تدینی @garajetadayoni · 134K subscribers
Post #10425 64.3K
«عطش فولاد»

تأسیس ذوب‌آهن در ایران در کشاکش میان آمریکا و شوروی


در آغاز دهۀ ۱۳۴۰ ایران عطش توسعه داشت و یکی از کمبودهای اصلی‌ش برای توسعه آهن و فولاد بود. اما شاه و دولتمردان اقتصادی فهمیده بودند آمریکایی‌ها تمایلی به کمک به ایران در این زمینه ندارند ــ حتی حاضر به کارشکنی هم بودند. ایران روی نقشۀ ژئوپولتیک در جبهۀ غرب بود و طبعاً برای ساخت کارخونۀ ذوب‌آهن و فولاد به متحدان غربی مراجعه می‌کرد. اما آمریکایی‌ها نه تنها پای معامله نمی‌اومدند، بلکه می‌کوشیدند ایران رو از ورود به این صنعت منصرف کنند. ایران وقتی دید آمریکایی‌ها کمک نمی‌کنند، تلاش کرد از بانک جهانی کمک بگیره، اما گویا آمریکا بانک جهانی رو هم از کمک به ایران بازداشت.

اواخر حکومت رضاشاه ایران با کمپانی آلمانیِ «کروپ»، اون زمان بزرگ‌ترین تولیدکنندۀ فولاد در جهان، به توافق رسید تا یک کارخونۀ ذوب‌آهن در کرج با ظرفیت تولید سالانه پنجاه هزار تن بسازه. از بد روزگار جنگ جهانی درگرفت و کارخونه نیمه‌کاره ‌موند. متفقین تجهیزات کارخونه رو در راه ایران توقیف کردند. (بقایای ساختمان نیمه‌کارۀ این کارخونه هنوز در کرج هست.)

وقتی عالیخانی در اواخر ۱۳۴۱ به عنوان وزیر اقتصاد وارد کابینۀ اسدالله علم شد، مصمم بود یک کارخونۀ ذوب‌آهن با ظرفیت اولیۀ سالانه ۵۰۰ هزار تن تأسیس کنه. با توجه به عدم همکاری آمریکا و سابقۀ همکاری با شرکت کروپ، قرار شد مدیر شرکت کروپ به ایران بیاد تا توافقی شکل بگیره. اما مدیر کروپ ۲۴ ساعت قبل از پرواز به تهران سفرش رو کنسل کرد. علیقلی اردلان، سفیر ایران در آلمان، فهمید بازم کار آمریکایی‌هاست و مدیر کروپ رو از سفر به ایران منصرف کرده بودند. شاه به این جمع‎‌بندی رسید برای ساخت ذوب‌آهن از شوروی کمک بگیرد ــ چیزی که می‌تونست آمریکا رو خشمگین و بیمناک کنه. پروژۀ سختی در پیش بود.

همه می‌دونستند که چنین ایده‌ای به این آسونی‌ها سر نمی‌گیرد. از طرفی شاه هرگز نمی‌خواست خودش شخصاً از شوروی درخواست کمک کنه (بعید نبود خبرش به گوش آمریکایی‌ها برسه). خرداد ۴۴ شاه به شوروی سفر کرد؛ اون زمان خروشچِف، جانشین استالین، تازه از قدرت کنار رفته بود و برژنف مرد شمارۀ یک شوروی شده بود. شوروی که مشتاق بود به هر قیمتی در ایرانِ متحدِ آمریکا جای پایی باز کنه، آماده بود به خواسته‌های ایرانی‌ها تن بده. مقامات پایین‌تر هماهنگ کردند تا خود برژنف به شاه پیشنهاد بده دولت شوروی در زمینۀ آهن و فولاد به ایران کمک کنه. شاه هم بدون اینکه خوشحالی‌ش رو بروز بده، پاسخ داد: "بررسی می‌کنیم". اما نیاز به بررسی نبود، ایران مشتاق و آماده بود. سریع یه هیئت مذاکره‌کننده در وزارت اقتصاد شروع به کار کرد. اما نه به این راحتی!

حدود پونزده نفر با وسواس برای این مذاکرات تعیین شدند. سوابق همه‌شون از جهت امنیتی کامل بررسی شد و موظف شدند با نهایت رازداری در مذاکرات شرکت کنند. در طول مذاکرات ــ که یک ماه طول کشید ــ محل کار و خطوط تلفنشون دقیق کنترل می‌شد تا اطلاع دربارۀ مذاکرۀ ایران و شوروی درز نکند. اما قرارداد احداث ذوب‌آهن، ماشین‌سازی و لوله‌کشی گاز در آستانۀ انعقاد بود که گویا مِیِر (Armin H. Meyer) سفیر آمریکا در ایران، بو برد مذاکراتی در وزارت اقتصاد جریان داره. با معاون وزیر اقتصاد، محمد یگانه، تماس گرفت و به مهمونی شام دعوتش کرد تا اگر خبریه، از زیر زبونش بکشه.

یگانه قبل از پاسخ دادن به سفیر با عالیخانی مشورت کرد. از این لحظه شطرنجی سرعتی بین وزارت اقتصاد و سفیر آمریکا درگرفت. یگانه، عالیخانی (وزیر اقتصاد) و اصفیاء (رئیس سازمان برنامه) که در مذاکرات نقش داشتند، به مهمونی سفیر رفتند. اما دو ساعت قبلش قرارداد با شوروری رو امضا کردند و خبرش رو به روزنامه‌ها دادند. کار تمام بود! در مهمونی، عالیخانی به سفیر می‌گه با شوروی برای ساخت ذوب‌آهن قرارداد بستیم. رنگ از رخسار سفیر می‌ره! اما عالیخانی از موضع طلبکار به سفیر می‌گه: «ما که اول از شما خیلی کمک خواستیم، خودتون کمک نکردید!»

این اتفاق تغییر بزرگی در مناسبات تجاری ایران ایجاد کرد. تقریباً همۀ دولت‌های غربی فهمیدند ایران مصمم به توسعه‌ست... و از اون به بعد، به تعبیر عامیانه، برای همکاری با ایران ناز نمی‌کردند، چون می‌دونستند خطر بزرگ‌تر اینه که شوروی یا یکی دیگه از اعضای بلوک شرق جاشون رو بگیره. در این صورت، هم یه معاملۀ خوب رو از دست می‌دادند و هم بازار ایران رو می‌باختند. رفتار غربی‌ها از اون پس عوض شد.

به این ترتیب، سیاست موازنه بین شرق و غرب که می‌تونست بسیار خطرناک باشه، با موفقیت انجام شد. شاه — که معمار این سیاست بود — به غرب فهموند ایران برای توسعه اولویت قائله و پیشرفتش رو فدای جنگ سرد نمی‌کنه. بازی با کارت شوروی — البته بدون زیاده‌روی سیاسی— باعث شد آمریکا دست‌ودل‌بازتر بشه و بفهمه برای حفظ متحدش باید با دلش راه بیاد. و البته شوروی هم فهمید، باید دست از مطامع سیاسی‌ش در مورد ایران برداره و به همکاری دوستانه و غیرمغرضانه روی بیاره. بهترین راه برای کشورهایی مانند ایران هم همینه: بهره‌گیری از تضاد منافع قدرت‌ها در جهت کسب منافع ملی حداکثری.

▪️همچنین بنگرید به پست بعد:
گزارش سفیر آمریکا از گفتگویش با شاه


پی‌نوشت: مهم‎ترین نکات این نوشته را در گوشه‌وکنار کتاب خاطرات محمد یگانه یافته‌ام.

#شاهد_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ
  • ❤ 2.2K
  • 👍 417
  • 💔 77
  • 👌 37
  • 🦄 12
More from @garajetadayoni
  1. Sep 29, 2026روبیو اعلام کرد توطئه تروریستی که طی آخر هفته در پایگاه هوایی «راف فیرفورد» در بریتانیا خن…
  2. Sep 29, 2026یه دیالوگ واقعی: خبرنگار: افزایش ۳۰۰ هزار تومانی کالابرگ پول یک پفک هم نمی‌شود! سخنگوی دول…
  3. Sep 29, 2026ما هیچ، ما نگاه! راست‌های گل مقیم گاراژ، متأسفانه روز رو باید با این تصویر شروع کنید 🫣 @G…
  4. Sep 28, 2026تتر همین رو کم داشت
  5. Sep 28, 2026بله بله. خوشحال می‌شیم، خیلی خوشحال می‌شیم 😊
  6. Sep 28, 2026اگر مشکل پزشکی داره، چرا فوتبال بازی می‌کنه؟
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →