TGViewer
گاراژ ــ مهدی تدینی گاراژ ــ مهدی تدینی @garajetadayoni · 134K subscribers
Post #10411 74.2K
«بلیت بخت‌آزمایی برای فردوسی»


وقتی در آغاز قرن چهاردهم خورشیدی سیاستمدارها و نخبگان ایرانی دنبال این بودن که هویت ملی ایرانی رو دوباره بازتعریف و تقویت کنند، اسم فردوسی هم باید بیشتر از قبل زنده می‌شد. برای این منظور یه نهاد دولتی به وجود اومد: «انجمن آثار ملی» در سال ۱۳۰۵، به دستور رضاشاه تأسیس شد.

اولین کاری که انجمن باید داد، زنده کردن نام حماسه‌سرا و اسطوره‌پرداز فرهنگ و تاریخ ایران بود: ابوالقاسم فردوسی. نخست‌وزیر، فروغی، به‌عنوان رئیس انجمن و ارباب کیخسرو به‌عنوان خزانه‌دار و دبیر انجمن منصوب شدند. دو ایران‌شناس معروف، هرتزفیلد آلمانی و گودار فرانسوی، هم به‌عنوان اعضای افتخاری انجمن انتخاب شدند. ولی در عمل، بار اصلی کار بر دوش ارباب کیخسرو بود؛ رئیس زرتشتیان تهران و یکی از سیاستمداران خوشنام ایران بود که از ۱۲۸۸ تا هنگام مرگ در ۱۳۱۹، نماینده زرتشتی‌ها در مجلس بود. تلاش ارباب کیخسرو برای زنده کردن نام فردوسی از همون‌جا شروع شد.

کیخسرو به توس رفت؛ جایی که اون موقع دهی بود با چند قطعه زمین کشاورزی. محل دقیق دفن فردوسی معلوم نبود و درباره‌ش کلی شک و تردید وجود داشت.

۳۷ سال قبل از اینکه ارباب کیخسرو دست به کار ساخت آرامگاه فردوسی بشه، لُرد کِرزن، جهانگرد و سیاستمدار انگلیسی، درباره قبر فردوسی نوشته بود که یه بنای مخروبه در توس رو اشتباهی «قبر شاعر ملی فردوسی» می‌دونند. به گفته او، قبر واقعی شاعر بزرگ زیر یه بنای کوچیک بوده که تا هفده سال قبلش محلش کاملاً مشخص بوده، ولی بعد از بین رفته و به جاش یه مزرعه گندم درست شده بود.

کیخسرو قبر فردوسی رو پیدا کرد؛ البته نه در اون بنای مخروبه‌ای که بهش «مأمونیه» می‌گفتند، بلکه در باغی به اسم قائم‌مقام. اون موقع حتی یه جاده درستی از مشهد به توس وجود نداشت. کیخسرو همراه چند کارشناس فرانسوی، این گور رو که کنار دیوارهای خشتی ویران و نزدیک روستایی به اسم اسلامیه بود، پیدا کرد.

ماجرا هم این بود که وقتی فردوسی از دنیا رفت، علما او رو مسلمان نمی‌دونستند و اجازه ندادند در گورستان دفن بشه. برای همین، دخترش پدر رو در زمینی که متعلق به خود فردوسی بود دفن کرد. کیخسرو حدود یه متر از خاک روی اون آرامگاه مخروبه رو برداشت و به یه گور رسید.

هرتزفیلد آلمانی و کریم طاهرزاده بهزاد طرح‌هایی برای ساخت مقبره فردوسی آماده کردند. در نهایت طرح بهزاد پذیرفته شد و بیست هزار تومان برای ساختش در نظر گرفتن. بهزاد در جوانی مشروطه‌خواه بود و معماری رو در آلمان خونده بود. (برادر حسین بهزاد، نقاش معروف.)
ولی جور کردن بیست هزار تومان کار راحتی نبود. اون سال‌ها بودجه کشور خیلی حساب‌شده و با صرفه‌جویی بسته می‌شد. قرار شد ده هزار تومان از محل صرفه‌جویی در بودجه تأمین بشه و برای ده هزار تومان باقیمونده برگۀ بخت‌آزمایی یا همون لاتاری بفروشن.

اما ایده ساخت آرامگاه مخالفانی هم بین نماینده‌های مجلس داشت. سیدرضا فیروزآبادی، روحانی خیّری که نماینده تهران بود، عقیده داشت فردوسی فقط یه شاعر بوده و سزاوار چنین بزرگداشتی نیست. از نظر او، اگر قرار بود پولی خرج بشه، بهتر بود خرج اماکن مقدس و زیارتی بشه. در نهایت طرح تصویب شد. ساخت آرامگاه فردوسی هشت سال طول کشید؛ از ۱۳۰۵ تا ۱۳۱۳. و بدون شک، بخش اصلی اجرای این پروژه بر دوش ارباب کیخسرو بود که مدام بین تهران و مشهد در رفت‌وآمد بود، در زمانی که اصلاً جاده راحت و مناسبی بین این دو شهر وجود نداشت.

در جریان ساخت هم دردسر کم نبود. وسط کار طرح جدیدی که گودار، معمار فرانسوی، داده بود جای طرح بهزاد رو گرفت. وقتی کار ساخت آرامگاه تموم شد، مسئولیت بزرگ‌تری به ارباب کیخسرو واگذار شد: باید مراسم بزرگی با عنوان «هزاره فردوسی» برگزار بشه و مهمان‌هایی از سراسر دنیا برای این مراسم دعوت بشن.

«هزاره فردوسی» در مهر ۱۳۱۳ با حضور ایران‌شناس‌هایی از سراسر دنیا به شکل با شکوهی برگزار شد. ارباب کیخسرو متمول بود و مناعت طبع زیادی داشت. در تمام مدتی که تقریباً همه کارهای انجمن آثار ملی رو انجام می‌داد، بابت این خدمت حقوق نمی‌گرفت. حتی وقتی مأموریت‌های دولتی دیگه‌ای بهش واگذار می‌شد، دستمزد دولتی نمی‌گرفت.

یکی از گلایه‌های ارباب کیخسرو در جریان ساخت آرامگاه فردوسی این بود که احساس می‌کرد برخی از کسانی که برای کمک بهش وارد کار شده بودن، در هزینه‌ها صادقانه رفتار نمی‌کنن. خودش در خاطراتش در این باره نوشته:

«در مورد افرادی که مأمور کمک به من شده بودند خیالم راحت نبود. هیچ وقت نمی‌توانستم فهرست مخارجشان را به دست آورم. وقتی بعضی از هزینه‌ها را کنترل می‌کردم می‌دیدم سه یا چهار برابر نوشته‌اند.»

ارباب کیخسرو در تیرماه ۱۳۱۹ به شکلی مشکوک درگذشت. صبح، جسدش رو در پیاده‌رو پیدا کردن...

پی‌نوشت: منبع اصلی متن کتاب خاطرات ارباب کیخسرو، با ترجمه غلامحسین میرزاصالح، بود.

#شاهد_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ
  • ❤ 3.6K
  • 🕊 252
  • 👌 104
  • 🔥 23
  • 🤣 19
More from @garajetadayoni
  1. Sep 30, 2026خبر خوب اینکه ایالت کالیفرنیا در آمریکا رسماً عید فطر و عید قربان رو به رسمیت شناخته است.…
  2. Sep 30, 2026یک منبع به آکسیوس گفت مذاکرات «در بن‌بست» قرار گرفته است. گفت‌وگوهای میان آمریکا و ایران ب…
  3. Sep 29, 2026رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، مایک جانسون: «سناریوی کابوس‌وار این است—خدایی نکرده دموکرات‌ها…
  4. Sep 29, 2026این دو ویدئو رو هم از استارشیپ ببینید. یکی رها کردن ماهواره‌ها در فضاست. ماهواره از استارش…
  5. Sep 29, 2026زبون آدم بند میاد... @Garajetadayoni | گاراژ
  6. Sep 29, 2026ترامپ گیر داده که تعبیر "هوش مصنوعی" بشه "اَبَرهوش" (SI: Superintelligence).
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →