TGViewer
گاراژ ــ مهدی تدینی گاراژ ــ مهدی تدینی @garajetadayoni · 134K subscribers
Post #10230 67.9K
گاراژ ــ مهدی تدینی «اسطورۀ عالیخانی» در طول دو دهۀ اخیر یک نام از گمنامی محض به اوج شهرت و اعتبار رسید... چه نامی؟ علینقی عالیخانی. عالیخانی در رسانه‌های اصلاح‌طلبان به قهرمان و معمار توسعۀ ایران بدل شد. عالیخانی تبدیل شد به اسطوره‌ای که توسعۀ صنعتی ایران همه‌ش به دفتر کار…
علینقی عالیخانی<unknown> آخرین دعوای عالیخانی<unknown>
فراز و فرود عالیخانی — واسازی یک اسطوره


یکی از چهره‌های مهم در صنعتی‌سازی ایران در دهۀ چهل عالیخانی بود؛ وزیر اقتصاد دههٔ چهل. در این تردیدی نیست. اما این چهرۀ کلیدی در سال‌های اخیر ارتقای درجه یافت و تبدیل به اسطوره شد. قبلاً در پستی (
اسطورۀ عالیخانی) شرح دادم این اسطوره‌سازی با چه هدفی و پروژۀ چه کسانی بوده.

عالیخانی مهم بود، اما اون چیزی که توسعۀ صنعتی رو برای ایران در دهۀ چهل به ارمغان آورد، کلیت سیستم حکومت بود. کسانی که از عالیخانی اسطوره ساختند هدفشون تعریف دوگانه‌ای تحریف‌آمیز و دروغین بین شاه و عالیخانیه: می‌خوان بگن رشد ایران به دلیل عالیخانی و امثال او بوده و هر جا هم کار خراب شد تقصیر شاه بوده. این دوگانه سیاست‌زده و تحریف‌آلوده.

اما چه مرجعی بهتر از خود عالیخانی؟ خود او در دهۀ ۱۳۶۰ دلایل موفقیتش رو این موارد ذکر می‌کنه (فایل صوتی بالا): «پشتیبانی بی‌دریغ شاه و تفاهم بسیار نزدیکی که با سازمان برنامه و با بانک مرکزی داشتم»

بعیده دولتمردی در دهه‌های چهل و پنجاه پیدا کنید که به اندازۀ عالیخانی مورد حمایت شاه و موفقیتش رو به اندازهٔ او مدیون شاه باشه. در پست پیشین گفتم اگه قراره ایرادی از شاه بگیریم اینه که چرا اصلاً جوان کم‌سنی مثل عالیخانی رو یک‌ضرب از جایگاه درجه‌دو به مقام وزارت اقتصاد منصوب کرد (اون‌هم وزارتخونه‌ای که از ادغام دو وزارتخونه پدید اومده بود). این حمایت شاه از عالیخانی تا روز آخر حضورش در دولت برقرار بود.

شاهد این ادعا آخرین دعوای عالیخانی در دولت با نخست‌وزیر هویدا و چند وزیر دیگه‌ست (فایل صوتی پایین). این آخرین اختلاف‌نظر عالیخانی با هویدا و همکارانش در دولت و سر تنظیم لایحۀ برخورد با محتکران بود. حق با عالیخانی بود. دعوا بالا گرفت، اما طبق معمول شاه ــ با اینکه خودش این لایحه رو مطرح کرده بود ــ حق رو کاملاً به عالیخانی داد. خود عالیخانی می‌گه «هویدا و دو وزیر دیگه سنگ روی یخ شدند».

اما عالیخانی، به گفتۀ خودش، خسته شده بود. شاید انتظار داشت حالا دیگه نخست‌وزیر بشه، اما می‌دید هویدا سفت سر جاش نشسته (و البته این رو هم نمی‌شه انکار کرد که هویدا معمولاً رقبای احتمالی‌ش رو تحریک و اذیت می‌کرد).

عالیخانی با نفرتی عمیق دربارهٔ حالش پس از استعفا می‌گه:

احساس کردم بار سنگینی از دوش من برداشته شده. و خوشحال بودم که تا چند هفته یا تا چند ماه دیگر نیازی به دیدن هر روز هویدا و این وزیران بی‌شخصیت متملق و نوکرمآب ندارم و ناچار نیستم به دروغ از دیدن آن‌ها اظهار خوشحالی کنم و آن‌ها هم به دروغ از دیدن من شاد باشند.

تُنگ دولت دیگه برای عالیخانی تنگ بود. اما شاه وقتی دید عالیخانی دیگه نمی‌خواد در دولت بمونه بهترین موقعیت اداری رو بهش داد: ریاست دانشگاه تهران که اون زمان از هر وزارتی ارجمندتر بود و رئیس دانشگاه تهران همیشه گزینۀ نخست‌وزیری بود. اینکه بعد چه شد، داستان دیگری است. اما عالیخانی کارنامۀ اداری‌ش رو کاملاً با پشتیبانی شاه آغاز کرد، ادامه و پایان داد.

اما نکتۀ دوم و مهمتر (برگردیم به فایل صوتی بالا): عالیخانی می‌گه یکی دیگه از دلایل موفقیتش همسوییِ بدون اصطکاک بین او، رئیس سازمان برنامه و رئیس بانک مرکزی بود. رئوس این مثلث کاملاً با هم همسو بودند. این همسویی، به گفتۀ خود عالیخانی، مورد رشک وزرای کشورهای خارجی بود. اما پرسش اصلی اینجاست: این همسویی از کجا اومده بود.

اصل مسئلۀ من اینجاست: این سه‌نفر همسو بودند، چون هر سه در اصل به شاه پاسخگو بودند و مسائل رو با او هماهنگ می‌کردند که در نتیجه بیشترین همسویی رو هم داشتند. این همسویی در نظم‌های دموکراتیک کمتر پیش میاد (اگر هم پیش بیاد، کوتاه‌مدته)، اما در دولت اقتدارگرای شاه چنین چیزی ممکن بود، چون دولتمردان در اصل به شاه پاسخگو بودند، نه به مجلس یا احزابشون. نظم دموکراتیک ضرورتی اجتناب‌ناپذیره، اما دست‌اندازها و تکثر چالش‌برانگیز خودش رو هم داره. چنین چالشی در دولت شاه وجود نداشت. دعوای احزاب وجود داشت، اما سطحی بود، چون در نهایت یک مرجع مقتدر در بالا تصمیم نهایی رو می‌گرفت.

کسانی که از عالیخانی اسطوره می‌سازند در اینجا مغالطه می‌کنند: می‌خواهند همۀ معایب رو پای شاه بزنند، و همۀ موفقیت‌ها را به پای دیگران. چنین چیزی ممکن نیست. مدیران و وزرا مجری سیاست‌های کلان حکومت بودند که شاه می‌چید و به شخص او هم باید پاسخگو می‌بودند. در یک نظم دموکراتیک، دولتمردان سیاست مورد علاقۀ احزابشون رو که اون هم بازتاب خواستۀ رأی‌دهندگانه، اجرا می‌کنند.

هر دولتی مزایا و معایب خودش رو داره. نمی‌شه این مزایا و معایب رو در روایت تاریخی و نظریه‌پردازی از هم جدا کرد. اینها دو روی یک سکه‌اند. به هر روی، موفقیت عالیخانی‌ها ــ و شکست‌شون ــ با هم نتیجۀ سیستم حکمرانی بوده؛ چرا؟ چون اون نظام حکمرانی در اصل به یک نفر پاسخگو بوده.

#شاهد_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ
  • ❤ 1.2K
  • 👍 420
  • 👎 44
  • 👌 29
  • 🕊 15
More from @garajetadayoni
  1. Sep 28, 2026تتر همین رو کم داشت
  2. Sep 28, 2026بله بله. خوشحال می‌شیم، خیلی خوشحال می‌شیم 😊
  3. Sep 28, 2026اگر مشکل پزشکی داره، چرا فوتبال بازی می‌کنه؟
  4. Sep 28, 2026علیرضا بیرانوند و آخرین وضعیت اعزام به خدمت سربازی: تا ۲۰ مهر به من مجوز ورزشی دادند که با…
  5. Sep 28, 2026اوه، چه شاکی!
  6. Sep 28, 2026ترامپ: «اکسیوس به‌تازگی گزارشی منتشر کرده که مدعی است «ترامپ» به ایران لغو تحریم‌ها و آزاد…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →