در جستجوی خوشبختی
اول انیمیشنِ پست رو ببینید تا دربارهش صحبت کنیم. بعید نیست قبلاً دیده باشید، پس یک بار دیگه دقیقتر ببینید و به جزئیاتش توجه کنید.
این انیمیشن، با عنوان "خوشبختی"، اثر استیو کاتس، بسیار معروفه. نمونه یک اثر هنری چپ که خیلی بیشتر از هر کتاب نظری در تلقین دیدگاه ضدکاپیتالیستی موفقه.
▪️قضیه چیه؟
این انیمیشن نقد جامعهٔ کاپیتالیستی و مصرفگراییه. انسانها موشهای حقیری ترسیم میشن که سعی میکنند با خرید و مصرف خوشبختی کسب کنند. همه یکشکلند، زندگی یکنواختی و سرنوشت یکسانی دارند، و دنبال چیزی میدوند که بهش نمیرسن: "خوشبختی". و در نهایت "پول" همه رو به تلهٔ میندازه تا مادامالعمر کار کنند، چون مصرف از طریق پول حاصل میشه.
خیلی باید در برابر اندیشههای چپ مصون باشید تا در تلهٔ این دست آثار نیفتید و به جای لبخندی تأییدی، از اینکه کارگردان قصد فریب شما رو داشته منزجر بشید — نفوذ اندیشههای چپ به همین آسونیه؛ و زدودنشون از ذهن، خیلی سخت!
▪️نقد
اما بریم سراغ محتوای انیمیشن:
مگه قرار بوده مصرف خوشبختی بیاره که لازم باشه نشون بدیم "نه! مصرف خوشبختی نمیاره!" هدف از مصرف تامین آسایش و رفاهه، نه خوشبختی. خوشبختی یک احساس درونی و برداشت ذهنیه و هرگز نسخهای عمومی نداره. یکی با کوهنوردی حس خوشبختی داره (در حالی که رنج جسمی و خطر جانی به خودش تحمیل میکنه)، یکی با چیپس خوردن و سریال دیدن، و یکی هم با کار کردن (در مغازهش هفت روز هفته کار میکنه و حس خوشبختی داره).
اینکه خوشبختی چیه، مثل اثر انگشت، برای هیچ دو نفری یکسان نیست.
پس اقتصاد — چه کاپیتالیستی چه سوسیالیستی — اصلاً نمیتونه مدعی بشه خوشبختی میاره. بلکه وظیفه داره اسباب آسایش و رفاه رو به ارمغان بیاره. رفاه و آسایش امور مادی و عینیاند (برخلاف خوشبختی که ماهیتاً غیرمادی و ذهنیه). اقتصادی رفاه و آسایش بیشتری به ارمغان میاره که کالا و خدمات بیشتری، با کیفیت بهتری و با قیمتهای مناسبتری ایجاد کنه. معیار اینه.
انسان برای آسایش تولید میکنه. آسایشی که یک خودروی تولید ۲۰۲۶ فراهم میاره با آسایشی که یک خودروی تولید ۱۹۲۶ قابل مقایسه نیست. آسایشی که اینترنت به عنوان ابزار ارتباطی برای ما فراهم میکنه، با آسایشی که تلفن الکساندر گرهامبل برای ما فراهم میکرد، قابل مقایسه نیست.
اما چه چیزی ما رو از اون آسایش ضعیف به اینجا رسوند: مصرف و مصرف! عناد چپ با "مصرفگرایی" چیزی جز توسعهستیزی نیست. انسان از روزی که انسان شد، شروع کرد به تولید برای مصرف. گناه کاپیتالیسم اینهکه بهترین و پویاترین سیستم تولید و مصرفه، و همین باعث شده راهبان قرونوسطاییِ عصر جدید، در قامت روشنفکران چپ با کاپیتالیسم دشمن باشند، چون با وجه آسایشطلبانه و لذتگرایانه انسان سر ستیز دارن. به همین دلیل تحت عنوان "مصرفگرایی" تا تونستند مصرف رو تخطئه کردند.
کسی ما رو مجبور نمیکنه مصرف کنیم، خودمون تشخیص میدیم با خرید برخی کالاها کیفیت زندگیمون بهتر میشه. هیچ مرجعی — مگر روشنفکر خودخداپندار — نمیتونه بگه "حد مصرف" چقدره. ثروت جامعه و سطح تولید (که معلول مستقیم سیستم اقتصادیه) مقدار مصرف رو مشخص میکنه. اگر قرار باشه مرجعی کمیت و کیفیت مصرف مردم رو مشخص کنه، اول باید یک دیکتاتوری توتالیتر ایجاد بشه تا بتونه مقدار مصرف مجاز رو مشخص و اجرا کنه.
ما موشهایی بیاراده درون تلهموش نیستیم، بلکه هر کدوم دائم در حال محاسبهایم: چه نیازهایی داریم، ترتیب اولویتشون چیه، چطور میتونیم این نیازها رو تأمین کنیم. سیاستمدار و روشنفکر چپ عقل ما رو ناکافی میدونند و میخوان به جای فرد تصمیم بگیرند چی و چقدر مصرف کنه، چهجوری زندگی کنه، چی خوبه، چی بده، چی بپوشه، چی بخوره، چی ببینه، کجا بره؛ یک کلام: چطور فکر کنه. پس اول باید فرد رو به خاطر اینکه دنبال آسایشه با برچسب "مصرفگرا" تحقیر کنند.
در نهایت، مردمی که آسایش و رفاه بیشتری دارند به خوشبختی نزدیکترند. حداقل اگر خوشبخت نیستند، از حداکثر آسایش بهرهمندند و این آسایش جبران کمبود خوشبختیه. اگر کسی این واقعیت مسلم رو زیر سوال برد، بهش بگید پس همهٔ کالاهایی رو که اسباب آسایشت هست بنداز دور و مثل مردم دویست سال پیش زندگی کن!
هر نظمی کالاها و خدماتی بیشتر، بهتر، و باکیفیتتری ایجاد کرد، اون نظم انسانیتره، چون میل به بهبود در سرشت انسان و وجه تمایز انسان از حیوانه. این نظم هم کاپیتالیسم و بازار آزاد و اقتصاد لیبراله — همون چیزی که چپ دو قرنه داره برای نابودیش میجنگه و با اینکه بدیلهاش شکست مفتضحی خوردند و انسان رو برده کردند، باز بر دیدگاهش پافشاری میکنه.
اتفاقاً اون سوسیالیسم بود که هر جا حاکم شد انسان رو به موشی دستآموز در دستگاه حکومت توتالیتر بدل کرد و زیستی رقتانگیز و یکنواخت بر اکثریت جامعه تحمیل کرد.
#کاپیتالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
Post #10148
76.9K