.
بعضی وقتا که هوا بارونیه،
یه فنجون چای با طعم هل و دارچین،
دم میکنم،
یکی دوتا قند برمیدارم،
و میرم پشتِ پنجره و خیره میشم،
به قطره های بارونی که،
پیدر پی میخورن به شيشه ها،
و سرازیر میشن پایین.
یه آهنگ دلخواه پلی میکنم،
و آروم آروم،
چاییمو سر میکشم.
همینطور که صدای شُرشُر بارون،
در پسزمینهی آهنگ،
توجه منو جلب کرده،
به روزایی فکر میکنم در سال گذشته،
که برای چه چیزهایی دلم بیقرار بود؛
چه نگرانیهایی داشتم،
و بابت چه چیزایی غصه خوردم...
ولی حالا چی؟
شاید نسبت به خیلی از اون چیزا،
بیتفاوت شدم،
یا اصلا فراموششون کردم...
حتما میدونید چی میخوام بگم؟
آره، میخوام بگم،
زیاد از کمی و کاستیهای امروز،
دلتون نگیره،
شاید یه سال دیگه،
یادآوری همهی اونها براتون،
خندهدار باشه....
🖌سودابه_حسینی
@gandomzaran
Post #51600
223
- 👍 5