انتحال رندانه
چندی پیش در میانهٔ اخبار دیدم که رسالهٔ عروض سیفی نیشابوری همراه با “منهاج العروض” انوری ابیوردی، به تصحیح جناب آقای “سید محمدحسین حکیم” چاپ شده است.
از آنجایی که پیش از این در یادداشتی در پی رفع چند سوء تفاهم دربارهٔ سیفی بودم، مشتاقانه مقدمهٔ مصحح و متن رساله را مطالعه کردم.
در ابتدا از اینکه تذکرات من بهجا بوده و نام سیفی همان “مسعود بن احمد” است و جناب حکیم نیز پذیرفتهاند سیفی شاعر دربار تکش نیست، خوشحال شدم.
اما غرض از این اشاره این بود که بگویم ادبیات نیز همچون دیگر عرصههای زیست اجتماعی ما دچار آشفتگیها و بیاخلاقیهاست. بیآنکه بخواهم زحمات مصحح محترم را نادیده بگیرم یا متکبرانه و خودخواهانه مطالعات پیرامون سیفی نیشابوری را منحصر در نوشتههای خود بدانم و بر هر که چیزی دربارهٔ سیفی مینویسد بتازم*، باید عرض کنم که ایشان یافتههای بنده را به گونهای نقل کرده است که گویی این نکات را خود یافته است.
در توضیح باید بگویم که پیش از چاپ یادداشت بنده همهٔ منابع سیفی را شاعر دربار تکش میدانستند ولی با توجه به قصاید برجای مانده از او روشن کردیم که او، شاعر دربار برادر تکش، محمود، است. جناب آقای حکیم، این نکته را برداشته و همچون یافتهٔ خود عرضه کرده است و چنانکه میبینید پیش از اشاره به نام بنده، نام منابعی را ذکر کرده است که مورد بررسی ما بوده است. این در حالی است که برای رعایت حق بنده، دست کم، باید در اجاعات نام بنده را پیش دیگر ارجاعات قرار میدادند. هر چند در این موارد ذکر منابع بنده کار بیهودهای است و اشاره به آن منابع نشانهای است از “انتحال رندانه”.
نکتهٔ قابل عرض دیگر این است که مصحح محترم در ابتدای اشاره به نام سیفی باز رد اشارهٔ بنده را نادیده گرفتهاند. این بار البته کار ایشان راحتتر بوده است زیرا پیش او افراد دیگری یافتهٔ بنده را به نام خود عرضه کرده بودند؛ بنابراین، جناب آقای حکیم این بار خود را حتی از ارجاع رندانه نیز بینیاز میبیند.
دوستان، جمع کتابخوانهای این روزگار بسیار اندک است. روا نمیبینم همین جامعهٔ خُرد را به انواع آلودگیهای شایع در اجتماع آلوده کنیم.
*همچون دیگرانی که به ناحق به من تاختهاند.
.
Post #511
413