مایکل هورویتز در یادداشتی در فارن افرز به تاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ استدلال میکند که جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل یک تغییر مهم در ماهیت جنگ مدرن را آشکار کرده است: عصر انبوهه دقیق آغاز شده است. منظور از آن استفاده گسترده از تسلیحات نسبتاً ارزان، قابلتولید انبوه و در عین حال دقیق، بهویژه پهپادها و موشکهاست. از نظر نویسنده، ایران با تکیه بر چنین تسلیحاتی توانست پس از تحمل حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، ساختار حکومتی خود را حفظ کند، به حملات متقابل ادامه دهد و با بستن تنگه هرمز هزینههای قابلتوجهی به طرف مقابل تحمیل کند. بنابراین، برتری نظامی دیگر صرفاً با در اختیار داشتن تعداد محدودی از تسلیحات بسیار پیشرفته و گرانقیمت تضمین نمیشود.
نکته اصلی مقاله، تغییر رابطه میان هزینه حمله و هزینه دفاع است. یک پهپاد تهاجمی مانند شاهد-۱۳۶ حدود ۳۵ هزار دلار هزینه دارد، در حالی که مقابله با آن ممکن است مستلزم استفاده از یک موشک پاتریوت چند میلیون دلاری باشد. بنابراین مهاجم میتواند با شلیک تعداد زیادی تسلیحات نسبتاً ارزان، سامانه دفاعی بسیار گرانقیمت طرف مقابل را تحت فشار قرار دهد. نویسنده معتقد است این مسئله باعث شده کشورهای ضعیفتر دیگر به اندازه گذشته از نظر اقتصادی از رقابت نظامی کنار گذاشته نشوند. ایران نمیتوانست با تسلیحات پیشرفته آمریکا مستقیماً رقابت کند، اما ضرورتی هم برای این کار نداشت؛ میتوانست با حجم زیادی از موشکها و پهپادهای ارزانتر، پایگاهها و زیرساختهای حیاتی را هدف قرار دهد.
هورویتز در ادامه توضیح میدهد که مشکل اصلی قدرتهای نظامی بزرگ سازمان و فرهنگ نظامی آنهاست. ارتش آمریکا طی دهههای گذشته حول تسلیحات نفیس و گرانقیمت مانند اف-۳۵ و تاماهاوک سازمان یافته است. این سیستمها کمیاباند و بنابراین منطق عملیاتی آنها بر حفظ، دقت بالا و جلوگیری از هدررفت استوار است. در مقابل، انبوهه دقیق مستلزم تولید تعداد بسیار زیاد سامانههای ارزان و قابلمصرف و پذیرش ریسک بالاتر است. به همین دلیل، ارتشهای قدرتمند که سازمانهایشان برای جنگ با تسلیحات گرانقیمت شکل گرفته، ممکن است در پذیرش این تغییر با مشکل مواجه شوند.
جنگ ایران همچنین نشان داده است که آمادگی، پراکندگی و تابآوری زیرساختی میتواند اثر برتری هوایی را محدود کند. ایران پیش از جنگ شبکهای گسترده از زیرساختهای زیرزمینی موشکی ایجاد کرده و مراکز تولید موشک را در نقاط مختلف پراکنده کرده بود. بنابراین حتی حملات بسیار سنگین آمریکا و اسرائیل نتوانستند ظرفیت موشکی ایران را بهطور کامل از بین ببرند. این وضعیت، به تعبیر نویسنده، برخی فرضیات سنتی درباره جنگ هوایی را که از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ به بعد اهمیت زیادی پیدا کرده بودند، زیر سؤال برده است.
یکی دیگر از پیامدهای جنگ، گسترش سریع این الگو در سایر کشورها است. مقاله به نمونههایی مانند لهستان، عربستان سعودی، ژاپن، کره شمالی و کشورهای اروپایی اشاره میکند که به سمت تولید یا خرید انبوه پهپادهای تهاجمی و سامانههای بدون سرنشین ارزان حرکت کردهاند. بنابراین نویسنده معتقد است انبوهه دقیق دیگر ویژگی منحصربهفرد ایران یا اوکراین نیست و به یک روند عمومی در تحول قدرت نظامی کشورها تبدیل خواهد شد.
با این حال، مقاله نمیگوید که تسلیحات پیشرفته و گرانقیمت بیاهمیت شدهاند. آمریکا همچنان در شناسایی اهداف، پردازش اطلاعات، هوش مصنوعی و تسلیحات دقیق پیشرفته برتری دارد. سامانههایی مانند Maven Smart System به آمریکا اجازه دادهاند حجم و سرعت تصمیمگیری برای حملات را افزایش دهد. اما هورویتز تأکید میکند که محدودیت جدید آمریکا بیش از آنکه اطلاعات باشد، موجودی تسلیحات است. استفاده گسترده از موشکهای گرانقیمت برای مقابله با حجم زیادی از تسلیحات ارزان میتواند ذخایر آمریکا و متحدانش را به سرعت کاهش دهد.
از دید نویسنده، بنابراین آینده جنگ ترکیبی از فناوری پیشرفته و انبوهسازی ارزان خواهد بود. آمریکا باید علاوه بر حفظ تسلیحات پیشرفته، به تولید انبوه سلاحهای ارزان، توسعه سامانههای دفاعی کمهزینه و مهمتر از همه اصلاح ساختارهای سازمانی و نظامی خود بپردازد. فناوریهایی مانند سلاحهای انرژی هدایتشده، مایکروویوهای پرقدرت و پهپادهای رهگیر ارزان میتوانند بخشی از راهحل باشند، اما هنوز در مقیاس لازم آماده نیستند.
https://www.foreignaffairs.com/united-states/how-iran-changed-war
__
انجمن علمی مطالعات اروپا
دانشکدهٔ مطالعات جهان، دانشگاه تهران
اینستاگرام | لینکدین
🆔 @AGORA_FWS