TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.21K subscribers
Post #943 122
به رهای عزیز، رمضان مبارک

می‌دانم که دور از وطن هستی، اما دلم می‌خواهد از خودم برایت بنویسم. این روزها دلتنگی، بی‌وقفه در جانم ریشه دوانده است. گاهی بی‌دلیل، گاهی با بهانه‌هایی عجیب. ثانیه‌ها را می‌شمارم تا مادرم، هما، از ایران بازگردد. دلم می‌خواهد برایش از سختی‌های روزگار بگویم، از دلتنگی‌هایی که چون سایه‌ای سنگین همراهم شده‌اند، از خاطراتی که هنوز در گوشه‌ای از قلبم زنده‌اند.

پدرم یک نجار بود؛ دستان پینه‌بسته‌اش بوی چوب و عشق می‌داد. دستمزدش کتاب و دفترچه‌های من و خواهرم بود. سواد چندانی نداشت، اما همیشه آرزویش این بود که ما درس بخوانیم، آینده‌ای روشن داشته باشیم. هر روز صبح زود برایمان صبحانه آماده می‌کرد، مرا تا مکتب کوچک سر کوچه همراهی می‌کرد و خواهرم را تا پوهنتون بدرقه می‌کرد. در مسیر، از رویاهایم برایش می‌گفتم:

«پدر، یک روز داکتر می‌شوم، به مردم خدمت می‌کنم، دردهایشان را درمان می‌کنم، و تو دیگر نباید کار کنی. فقط بنشین و نظاره‌گر موفقیت من و خواهرم باش.»

این گفت‌وگوهای هرروزه، این رویاهای مشترک، دلخوشی من و پدرم بود. اما آن روز شوم که طالبان وارد هرات شدند، جهانمان زیر و زبر شد. من و خواهرم هراسان به خانه بازگشتیم. مکاتب بسته شد، و من در سیاه‌چاله‌ی افسردگی افتادم. پدرم طاقت دیدن اشک‌هایم را نداشت؛ خودش هم با من گریست.

سال‌ها گذشت، اما آن آرزو، آن وعده‌ای که به پدر داده بودم، هرگز محقق نشد. پدر دیگر نیست، و من هنوز در حسرت تحصیل و آینده‌ای که از من دریغ شد، روزها را می‌گذرانم.

تنها چیزی که از آن روزها در ذهنم باقی مانده، این جمله است:

زن‌های غمگین، از آغاز غمگین نبودند؛
دو چیز قلب یک زن را می‌شکند:
مردی که دوستش دارد و وطنی که به او ظلم می‌کند.
  • ❤ 8
  • ❤‍🔥 3
  • 👍 2
More from @ftsdls
  1. Oct 18, 2026https://t.me/Ftsdls /چنل https://t.me/m0rd4b/5876 /متن
  2. Oct 18, 2026سین نوشته وخیلی زیبا
  3. Oct 18, 2026فوروارد کن تا لقب ادبی‌ات را برایت انتخاب کنم؛ اگر دوست داشتی، دلیل انتخابش را هم برایت می…
  4. Oct 17, 2026از این همه غم مجبورم به خوردن چای اکتفا کنم. مادر، پخش‌کننده موسیقی کجا گذاشتی؟ می‌خواهم ب…
  5. Oct 17, 2026من همیشه خوشی‌هایم، دلتنگی‌هایم و زمین‌خورده‌هایم را بدون ترس در اینجا نوشته‌ام. اگر روزی…
  6. Oct 17, 2026می‌پرسی چگونه؟ ایی! می‌گویم غمگین، غم‌پرورده، دلگیر، شکننده؛ قلبم شده عین کاکتوس.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →