TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.24K subscribers
Post #2618 142
دیروز، همراه با مادرم به بازار رفتم. در طول پیاده‌روی، یک پیرمرد ضعیف و ناتوانی را دیدم که دست به گدایی نشسته بود. صدا زدم تا مادرم ایستاده و به من بپیوندد تا به پیرمرد کمک کنیم. اما مادرم صدای من را نشنید و به راهش ادامه داد. من پیش پای فلجی پیرمرد نشستم و از او خواستم که برای پدرم دعا کند. پیرمرد گدا اجازه نداد تا حرفم را بزنم و گفت: "انشالله پدرت به زودی باز می‌آید و خداوند سفرش را بی‌خطر کند." من به او گفتم که پدرم مرده و دنیا را ترک کرده و دیگر هیچگاه باز نمی‌گردد. سپس ایستادم و به راهم ادامه دادم.

امروز به سر مزار پدرم رفتم و کنار سنگ قبرش نشستم. به گل‌های مزارش خیره شدم و دلتنگی‌اش را حس کردم. دلتنگ روزهایی که با او تنها بودیم و او به حرف‌های من گوش می‌داد. یاد روزهای سرمایی و کوچه‌های خلوتی که با پدرم قدم زدیم و دست‌های گرمش در زمستان. اکنون که تنها هستم، احساس آوارگی و تنهایی می‌کنم و حسرت گذشته را می‌خورم.
باغچه‌ی مزارش را آب دادم و سنگ قبرش را بوسیدم. سپس به سمت قبرستان رفتم تا یک جوان دیگر را به خاک سپرده ببینم. بازگشتم به خانه و با نوشیدن چای و گوش دادن به آهنگی از بانو مستی، که این واقعیت را قبول کردم که زندگی شعبی است؛ از شروع تا پایان. همه چیز همانند گذشته نیست و من باید زندگی خود را ادامه دهم، چون مجبورم.
  • 🕊 5
  • ❤ 1
More from @ftsdls
  1. Oct 3, 2026🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم🌸 🚀 دنبال بهترین کانال‌های تلگرام هستی؟ دیگه لازم…
  2. Oct 2, 2026میای چای بخوریم؟
  3. Oct 2, 2026#چای
  4. Oct 2, 2026عصیان pinned an audio file
  5. Oct 2, 2026#احمدظاهر
  6. Oct 2, 2026مضطرب حال مگردان ! من سرگردان را... حافظ
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →