TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.23K subscribers
Post #1955 406
روزهای بهاری هرات با نسیم ملایم و عطر گل‌های تازه، حال و هوای خاصی دارند.
مردم در کوچه‌ها قدم می‌زنند و صدای آواز پرندگان فضای شهر را پر کرده است.
من هم در این شهر کوچک حضور دارم؛ امروز را با خریدن مواد خوراکی آغاز کردم.
چشمانم در جاده دنبال گل می‌گشت؛ می‌خواستم گلی بخرم و در گلدانی خشکیده که متعلق به پدرم است، بکارم تا جان بگیرد. سه سال است که گلخانه پدر خشکیده و خبری از گل و گیاه نیست.
در پیاده‌رو دنبال گل گشتم، اما خبری نبود و من ناامید با خریدن وسایل خانه برگشتم.
زندگی من همین‌طور بیهوده سپری می‌شود.
آرزو داشتم در این روزها اتفاقات شیرین را تجربه کنم، اما انگار خوشحالی با من رفیق نیست.
گاهی کتاب «بامداد خمار» را ورق می‌زنم. کتاب سیصد صفحه‌ای را فقط می‌توانم روزی بیست صفحه بخوانم.
چند تار از موهایم سفید شده‌اند و من با خودم فکر می‌کنم: ظاهر جوان، اما باطن پیر و خسته.

متوجه شدم که
چقدر کم در بدنم زندگی می‌کنم؛
و چقدر زیاد در ذهنم...
از روزمرگی‌های خودم یا شاید از سرنوشت خودم.
  • ❤ 6
More from @ftsdls
  1. Oct 10, 2026🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم🌸 🚀 دنبال بهترین کانال‌های تلگرام هستی؟ دیگه لازم…
  2. Oct 10, 2026ومن همیشه باید نگران چیزی باشم انگار خوشحالی با من قهره؟
  3. Oct 10, 2026سه نقطه‌قوت قلم: ۱. توجه به جزئیات عاطفی و ظرافت‌های انسانی. ۲. توانایی بیان احساسات با زب…
  4. Oct 10, 2026من آرامم! ناراحت نباش؛ چیزی نیست! این‌ها فقط اشک است، خشک می‌شوند.. ـ فئودور داستایفسکی
  5. Oct 9, 2026کاش می‌شد حرف‌های ما زن‌ها را موقع تنهایی بشنوی.
  6. Oct 9, 2026نه بیمارم، نه خوشحالم.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →