سلام ماریه جان امیدوارم دیگر اینقدر به دنبال سایه های پدرت نروی بلکه حقیقتا او در تمام سلول های تن ات است.
هر حجره وجودش در حجرات وجودی تو پیکربندی شده است هنوز خدا هست ولی تو چند مدت است با حزن خودت او را محزون میکنی مگر غیر از این بود که غم ات غمگین اش میکرد؟
مگر غیر بهشت پاداشی است تا جبرانش کند؟
ببین عزیز من تو در مسیر متعالی اما اشتباه قدم میزنی
در مسیری باید قدم بزنی که خدا باشه فقط خدا مثل مولانا جلال الدین محمد باشی که میگی(درون شاهی همنشین دارم).
تو متولد اویی و او دوباره در تمام سلول های دی ان آ تو باقی می ماند و از نو پدید می آید
من تمام حرکات اش را وجود تو میبینم نیازی میست عجله کنم.
غمگین نباش خدا با ماست
لاتحزن ان الله معنا
ماریه جان دوستت دارم
با احترام بازنده عشق
Post #1802
136
Forwarded from Hidden Chat
- ❤ 7