TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.22K subscribers
Post #1607 144
روز گذشته، در محل کارمان، همکارم جمیله با راضیه آهنگ دهه شصتی آرمین نصرتی را گذاشته بودند.
جمیله نقش پسر را داشت، راضیه همسرش شده بود، و با عشوه و ناز می‌رقصیدند.
ما چند نفر دیگر، تماشاچی و هیجان‌زده، دست می‌زدیم، می‌خندیدیم، جیغ می‌زدیم…
انگار نه انگار که در محل کاریم! غرق شادی کودکانه‌ای شده بودیم که سال‌هاست در دل‌مان مانده…

ناگهان در کوبیده شد!
همه با ترس و استرس، هر طرفی پناه گرفتیم. پخش موزیک را سریع زیر وسایل پنهان کردیم.
خانم فاطمه آمد، با چادر بغره، اخم‌کرده، دستش را به دهن گذاشت و گفت:
«اگر امر به معروف آمد، چه جوابی می‌خواهید بدهید؟!
در این خانه، با هزار بدبختی جمع می‌شویم، کار می‌کنیم…
همین‌جا هم از بی‌فکری شما بسته می‌شود.»

در آن لحظه، تصویر کتاب رقص در مسجد نوشته‌ حمیرا قادری جلوی چشمانم آمد…
یاد زنانی افتادم که در سال‌های سخت، با دل‌های خسته و تن‌هایی رنگ‌پریده،
جرئت شادی نداشتند…
با خودم گفتم:
شاید وقتش رسیده کتاب رقص در مسجدیا هزار خورشید تابان را دوباره بنویسیم؛
این‌بار، با قصه‌های ما…
  • ❤ 7
More from @ftsdls
  1. Oct 13, 2026این پُست را فوروارد کنید و ریکشن بگذارید تا من با الهام از نوشته‌های‌تان، برای هرکدام‌تان…
  2. Oct 13, 2026Post #2812
  3. Oct 13, 2026وقتی دلم برای پدرم تنگ می‌شود، به این آهنگ پناه می‌برم: به صدای شجریان، به غروب دلگیر هرات…
  4. Oct 11, 2026دختر روز نمی‌خواد، دختر سقوط می‌خواد.درد رنج می خواد
  5. Oct 11, 2026#روز دختر
  6. Oct 11, 2026مرگ در یک روز معمولی، وسط برنامه‌های ناتمام، فرا می‌رسد و جهان بدون تو ادامه خواهد داد. پس…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →