TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.21K subscribers
Post #1254 144
---

بگذارید خاطرات گذشته‌ام را برایتان بازگو کنم.

ساعت دو شب آخرین پیام را فرستادم.
صبح که از خواب بیدار شدم، بعد از نماز، همراه مادرم قدم‌زنان راهی زیارت شدیم. به سمت مزار پدرم رفتیم.

کنار سنگ قبر پدر نشستم. این عید را هم برایش تبریک گفتم و سنگ قبرش را بوسیدم.

پسرک کوچکی با دست و پای حنا بسته، که مادرش شب گذشته برایش حنا کرده بود، با چند بوتل آب و نخ به سمتم آمد. گفت:
«خاله، این قبر را بشورم؟»
به او گفتم: «نه عزیزم، این برایم خیلی باارزش است. لطفاً فقط برایم آب بیاور، خودم می‌شورم.»
برایم آب آورد و من مشغول شستن شدم. در آخر به او گفتم: «چند بوتل دیگر هم آب بیاور تا باغچه‌های قبر عموهایم را هم آب‌پاشی کنم.»
در مقابل، پول خوبی به او دادم.

زیارت را ادامه دادم. بعد از دعا و خیرات، وقتی بیرون آمدم، دیدم پسرک را نگذاشتند باقی آب‌هایش را استفاده کند. او را به زمین پرت کردند.
وقتی این صحنه را دیدم، اشک از چشمانم جاری شد.
پسرک با همان دست و پای حنا شده و کفش‌های کهنه و پاره روی زمین افتاده بود. بوتل‌های آبش به هر سو پخش شده بود.

آنها را جمع کردم، سر و صورت پسرک را شستم. دلم برای معصومیتش سوخت.
نمی‌دانم چرا، ولی احساس کردم او را مثل خودم درک می‌کنم...

راه را ادامه دادم. روز اول عید برایم چندان خوش نگذشت. حتی حوصله لباس پوشیدن نداشتم.

اما روز دوم عید، وقتی برادرزاده‌های مادرم برای عید دیدنی آمدند، یکی‌شان صدایم زد و گفت:
«مری خانم، یک لحظه بیا. می‌خواهم ببینمت.»

ایشان استاد بصیر احمد عزیزی بودند، یکی از استادان موفق دانشکده روان‌شناسی.
به من گفتند:
«آن‌قدر وابسته‌ی نوشته‌هایت شده‌ام که هر روز و هر ساعت منتظر فعالیت‌هایت در کانال عصیان هستم. لطفاً ادامه بده. اینجا را دوست دارم، بیا بیشتر فعالیت کن. تو افتخار من هستی.»

همین چند جمله باعث شد قلبم لبریز از خوشی شود. گفتند:
«باید ادامه بدهی. حالا که شروع کردی، تا آخرش برو. برایت افتخار می‌کنم. ممنونم دختر عمه‌ی عزیزم.»

برایم جالب بود که با نوشتن چند خط ساده توانسته بودم نظر یک استاد روان‌شناس را جلب کنم.
منی که نه سواد کافی دارم و نه سند تحصیلی.

آن روز برایم خوش‌ترین روز بود. لباس‌های عیدم را پوشیدم و در پایان، همراه دخترعموهایم با خوشی روزم را به پایان رساندم.


---
  • ❤ 7
More from @ftsdls
  1. Oct 15, 2026🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم🌸 🚀 دنبال بهترین کانال‌های تلگرام هستی؟ دیگه لازم…
  2. Oct 15, 2026#از آرزوهای برباد رفته این جوان
  3. Oct 14, 2026شاعر میگه: دخترک هراتی شیرین‌تر از نباتی
  4. Oct 14, 2026امروز آقای یارفام را به چای سبز هرات دعوت کردم.
  5. Oct 14, 2026بیا هرات، با هم چایی بخوریم.
  6. Oct 13, 2026مرا از دور تماشا کن، من از نزدیک غمگینم
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →