TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.22K subscribers
Post #1239 173
عصیان عذاب وجدانم بی‌پایان است... پدرم می‌دانست که خواهد رفت. بارها، بارها با او از امید گفتم؛ از ماندن، از زنده‌بودن، از فردایی که باید با ما باشد... اما او می‌دانست. او از رفتن باخبر بود، و من، درمانده از ناتوانی‌ام در نپذیرفتن آنچه او با سکوتِ عمیق خود فاش کرده…
---

غذای مورد علاقه من و پدرم، خوراکی ساده اما بی‌نهایت لذیذ بود: کچالو، نخود، کمی دُمبه و گوشت گوسفند که با هم پخته می‌شدند. این غذا که در گویش هراتی به آن «شوربا» می‌گویند، معمولاً با نوعی خوراک کوبیده همراه بود. غذایی مخصوص کارگران و دکانداران. در اصل اگر کوبیده‌ای که با آن همراه می‌کردند فاقد گوشت می‌بود و تنها از نخود و کچالو له‌شده تشکیل می‌شد، باز هم به آن کوبیده می‌گفتند؛ اما من به شوخی، آن را «کوبیده‌ی فقیرانه» می‌نامیدم. غذایی برای قشر زحمتکش، برای دل‌های ساده، اما چنان خوش‌طعم که هیچ چیز جای آن را نمی‌گرفت.

پدرم آن زمان که در کار نجاری مشغول بود، همیشه سهم خودش از این کوبیده را برای من می‌آورد. این رسم همیشگی‌اش بود. همه چیز من و پدر با هم معنا داشت؛ عشق، محبت، رفت‌و‌آمد، رفاقت. صمیمیتی میان ما بود که با هیچ‌کدام از فرزندان دیگرش نداشت.

خوب یادم نیست چند ساله بودم که سهم میراث به پدرم رسید و تکه‌زمینی گرفت که با آن، به تعبیر مادرم، سرپناهی برایمان ساخت. پسرعمویم، فرید، مهندس خانه‌مان بود. او و شاگردانش در ساختن خانه دست به کار بودند. هنوز آن روزها را خوب به خاطر دارم.

غذای چاشت آن کارگران و مهندس، همان کوبیده‌ی فقیرانه و شوربا بود. من هم عاشق همان غذا بودم. سهم غذایم را در نان بازاری می‌پیچیدند و با لطفی کودکانه به دستم می‌دادند. روزهایی پر از لذت. دنیایی ساده، اما سراسر معنا.

وقتی بزرگ‌تر شدم، ماجرای غذا خوردن کنار پسرعمویم را برای پدر تعریف کردم. او هم لبخند زد و داستان‌هایی از کودکی‌اش گفت. یک روز برایم کاسه‌ای پر از کوبیده و فلافل فرستاد. آن غذا، سحری آن روز من بود؛ غذایی که پدر با دست‌های خودش آماده کرده بود.

اما با گذشت زمان، همه چیز تغییر کرد. پدرم از دنیا رفت. پسرعمویم در تصادفی تلخ، دچار معلولیت شد. و من نیز بزرگ و بزرگ‌تر شدم. از آن زمان به بعد، دیگر آن طعم خاص، آن لذتِ همراهِ عشق، هرگز تکرار نشد. شاید طبخ این غذا ساده باشد، اما آنچه با خود داشت، در گذشته مانده.
لذتی که با عشق آمیخته باشد، دیگر با هیچ‌چیز جایگزین نمی‌شود.


-
  • ❤ 7
More from @ftsdls
  1. Oct 15, 2026🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم🌸 🚀 دنبال بهترین کانال‌های تلگرام هستی؟ دیگه لازم…
  2. Oct 15, 2026#از آرزوهای برباد رفته این جوان
  3. Oct 14, 2026شاعر میگه: دخترک هراتی شیرین‌تر از نباتی
  4. Oct 14, 2026امروز آقای یارفام را به چای سبز هرات دعوت کردم.
  5. Oct 14, 2026بیا هرات، با هم چایی بخوریم.
  6. Oct 13, 2026مرا از دور تماشا کن، من از نزدیک غمگینم
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →