امیدوارم همون چسب تفنگیای که میخواید بیارید،ذوب بشه و انقد داغ باشه و بعد بریزه رو دستاتون و صورتتون
گل آرایی بخوره توی سرتون،چرا وقتی معلم چیزی میگه،شما یه چیز دیگه میگید آخه؟
پول چند متر روبان رنگی رو حالا من از کجا بیارم؟پول چندتا سیخ چوبی چی؟ اصلا به شرایط بقیه فکر میکنن؟
بله بله،تا هفته بعد وقت هست
ولی همه دانشآموزا هم پول پارو نمیکنن
شاید الان با خودتون بگید چرا تو داری از مشکلات مالی حرف میزنی،در حالی که چند روز پیش اسباب کشی داشتین؟
بذارین توضیح بدم،قضیه خونهای که اومدیم خیلی طولانیه،واقعا نمیشه فقط تو یه جمله خلاصش کرد؛ولی داستان اینجوریه که خانواده مادریم تصمیم میگیرن که خونه پدریشون رو بدن به یه مهندس ساختمان ساز تا بازسازی کنن،چون اون موقع نه خانواده خودم،نه دایی هام و نه خالم هام،دارایی و سهم باارزشی نداشتن و میخواستن حداقل یه چیزی بدست میارن از خونه پدریشون.
که در نتیجه خونه رو بازسازی کردن و الان بعد سه سال و خوردهای،تموم شد.
در کل خواستم بگم،همه مدرسهها و معلمها مثل همن و هیچکدومشون به شرایط دانش آموز فکرنمیکنن
پ.ن:پیام دوستم برای دیروزه
