برخلاف رنگهای قهوهای و قرمز که به وفور در خاک و اکسیدهای آهن یافت میشدند، رنگدانههای آبی در زمین نایاب بودند و طبیعت در دَهش آبی به انسان، بسیار خسیس بود. رنگهای قرمز و زرد ناشی از رنگدانههای شیمیایی (مثل کارتنوئید و ملانین)در بافت جانداران هستند، اما رنگ آبی در اکثر حیوانات (مثل پرهای طاووس یا بال پروانهها) اصلا رنگدانه نیست، بلکه این ساختارهای فیزیکیای روی پوست یا پر جاندار هستند که نور را به صورتی بازتاب میکنند که تنها طول موج آبی به چشم ما میرسد. اما اگر پر آن پرندهی آبیرنگ را آسیاب کنیم، پودر حاصل قهوهای/مشکی خواهد بود، چرا که آن ساختار فیزیکی به خصوص، در حین آسیاب نابود شده است.
اولین رنگ آبی مصنوعی، در حدود ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد، توسط مصریها با ترکیب شیمیایی ماسه، مس و آهک و پختن آن در دمایی نزدیک به ۹۰۰ درجهی سانتیگراد، ساخته شد و به عنوان یک رنگ گرانقیمت و پرطرفدار در آثار هنری و جواهرات استفاده شد. و این کمبود منابع طبیعی برای تولید رنگ آبی باعث شده بود که مردم نسبت به آبی در اطراف و زندگی روزمرهی خود، توجه کمتری نشان دهند.
در دوران رنسانس بود که آبی به اوج شکوه و اشرافیت خود رسید. با ورود سنگ لاجورد از معادن بدخشان افغانستان به اروپا، رنگدانهی اولترامارین (Ultramarine) نیز متولد شد. این رنگدانه به قدری کمیاب و گرانقیمت بود که ارزش وزنی آن با طلا برابری میکرد. و به همین دلیل، نقاشان و حامیان مالی کلیسا، استفاده از آن را منحصرا به گرانبهاترین بخش نقاشیهای مذهبی، یعنی ردای مریم مقدس و جامههای سلطنتی، محدود کرده بودند.
در این دوران، آبی از یک مفهوم نامرئی و نادیده گرفته شده در عهد هومر، به یک نماد قدسی تبدیل شد.
چشم ما میلیونها سال پیش و در تاریکی شبها هم، قادر به دیدن رنگ آبی بود، اما قرنها طول کشید تا ذهن انسان بتواند، آن را از پسزمینهی آسمان و دریا بیرون بکشد، برای آن کلمه بسازد و آن را به یکی از عمیقترین عناصر فرهنگ و احساسات خود، تبدیل کند.
بنابراین، با وجود اینکه رنگها در سراسر دنیا یکسان هستند، اما زبانی که رنگها در آن توصیف میشوند، تاثیر به سزایی در ادراک آنها دارد. رنگها همان باور ذهنی مغز انسان از اشیای اطرافش هستند که ماهیت خارجی ندارند، و تنها تفسیرِ درونی انسان از نور موجود است که آنها را میسازد.
#رنگ
Post #3057
41
Forwarded from اندوه تابستانه
- ❤ 2