وقتی فقیری حتی کارهای خوبت هم کمتر به چشم میان و کوچکترین خطاهات صد برابر دیگران رو آزار میدن. به بیان سادهتر وقتی فقیری برای بقیه آزار دهندهای. حتی اگر هیچ کاری نکنی.
پول دردهات رو از بین نمیبره، خوشبختت نمیکنه، فقط باعث میشه درد رو کمتر حس کنی و حتی برای خودت، کمتر بدبخت به نظر برسی.
و احتمالا یکی از آزاردهندهترین پیامدهای فقر هم اینه که وادار بشی توسط کسی که برگهای برندهای رو که باهاشون متولد شده رو نمیببینه، سرزنش بشی و ازش درس زندگی بگیری. چون اون صاحب قلمیه که دربارهی لیست کارهایی که باید تا دههی سیسالگیت انجام داده باشی، و اینکه چگونه پدر و مادر، همسر و دوست خوبی باشی مینویسه.
دنیایی رو تصور کنین که در اون، همهی قانونگذارها، مجریان قانون، سرمایهگذارها، فرهنگسازان، پژوهشگران، مدیران رسانه، کارآفرینان بزرگ و فعالان حوزهی تکنولوژی مردهای وایت سیسجند هتروسکشوال باشن، اونموقع چرایی وجود خیلی از تبعیضها براتون برطرف میشه.
و درنهایت فقر باعث میشه که من در حین نوشتن دربارهی مقایسهی فقر و ثروت، کلمههای کمتری برای توصیف فقر داشته باشم و برای نوشتنش، دست به دامن«فقدان ثروت» بشم. شاید چون فقرا کمتر مینویسن، کمتر تجربه میکنن، و در نهایت کمتر از اونی زندگی میکنن که بتونن چیزی که واقعا لمسش میکنن رو، روی برگههای کتابها از خودشون باقی بذارن.
Post #3000
81
Forwarded from اندوه تابستانه
- ❤ 5