مولانا: شمس آیا هر دیداری حکمتی دارد؟ شمس: هیچ رهگذری بیسبب ازکوچهی جانت نمی گذرد. مولانا: حتی آنان که رنج به دل آدمی می آورند؟ شمس: بعضی می آیند تا مرهم باشند، بعضی میآیند تا زخم را به تو نشان دهند. مولانا: پس هیچ دیداری اتفاقی نیست؟ شمس: هر دیداری یا چیزی به تو میآموزد یا چیزی از تو میگیرد و هر دو لطف است.
دقتی نکردی از اول صبح وقتی چشم باز میکنی به صدای ممتد کولر عادت کردی انگار...هوا یکم سردتره... یکمم سرتو روی بالش تکون میدی اون قسمت روبالشی خنکتره شایدم تازه میفهمی دیشب دهان باز خوابیدی و آب دهان مبارک اومده به ملاقات روبالشیت بلند میشی کف پاهات میخوره به زمین واقعاً حس لامسه اعجابانگیز نیست؟ زبری موکت یا سردی سرامیک دقت کرده بودین؟ به قیافهی نشستهی اول صبح دقت کردین که گاهاً عین قیافهی بعد گریه خوشگلتره؟ ژولیدگی بامزه دقت نکرده بودی که آب سرد سورپرایزت میکنه... چقدر جالب که از خواب بیدار میشیم گاهاً سلام هم میکنیم... دقت نکردی به این نعمت که«هستن»...که سلام میکنیم بهشون توی لیوانای ناهمسان که به قول مامان «واسه دم دستی خوبن» چای میریزیم رنگِ قرمز/قهوهای عجیبش دقت کردی به اون لحظات مَنگ که خیره میشی به گوشهی کابینتی جایی...و به چیزی که نمیدونی چیه جوری فکر میکنی که پلک هم نمیزنی داری load میشی کم کم به همون نونِ یکم بیات و پنیر دقت کردی؟...به اون بخار لذت بخشی که میزنه زیر چشمات وقتی میخوای اولین قُلپ چاییتو هورت بکشی عادی شده برامون وگرنه اون دیلینگ دیلینگ هم زدن لیوان چای به صدتا تُست آواکادو میارزه اون لحظههایی که همه دارن واسه روزشون آماده میشن جای شکر داره بوس کردن مامان با اون قیافهی پف کردهی اول صبحش وقتی داری بدو بدو میری بیرون جای شکر داره بوی خونه که هروقت میای داخل ی بوی مخصوص خودشه جای شکر داره عادی شده برامون قرار نیست همیشه از دست بره تا یادش بخیر بگیم فقط دقت نکرده بودیم همین ✨
یادداشت هایی برای استمراربالاخره، روزی رسید که میتونم با لبخند بگم: ارزشش رو داشت به افتخار تمام روزهایی که تسلیم نشدم🌱 و با لطف خداوند 🌸 بالاخره شد💪🏻
تبریک میگم خانم دکتر❤️ خیلی خوشحالم که نتیجه تلاش هاتون رو بدست آوردید ✨