https://filter.watch/2026/04/20/nvestigative-report-april-2026-from-the-open-internet-to-internet-sovereignty/گزارش تازه فیلتربان به روشنی توضیح میدهد که جمهوری اسلامی وارد مرحلهای شده که در آن اینترنت بینالملل دیگر یک «حق عمومی» نیست، بلکه به یک «امتیاز حکومتی» تبدیل شده است. آنچه با عنوان «حاکمیت اینترنتی» و «ارتباطات پایدار» مطرح میشود، در عمل بازتعریف سیاسی و امنیتیِ حق اتصال است؛ جایی که دسترسی نه بر اساس شهروندی، بلکه بر اساس مجوز، احراز هویت و ملاحظات امنیتی توزیع میشود.
در این مدل جدید، مسئله دیگر صرفاً فیلترینگ محتوا نیست؛ بلکه این است که چه کسی اصلاً اجازه اتصال به اینترنت جهانی را دارد، با چه کیفیتی و تحت چه شرایطی. نتیجه، شکلگیری یک معماری تبعیضآمیز است: اکثریت کاربران در یک فضای محدود، داخلی و کنترلشده نگه داشته میشوند، در حالیکه دسترسی کمتر محدود به گروههای خاص، نهادها و کاربران دارای مجوز واگذار میشود.
«اینترنت پرو» را باید در همین چارچوب فهمید؛ نه یک سرویس فنی یا اقتصادی، بلکه محصول یک روند چندساله که از «اینترنت ملی» تا «ویپیان قانونی» و «اینترنت طبقاتی» ادامه پیدا کرده است. منطق آن روشن است: استثناسازی در دسترسی، اتصال اینترنت به هویت و مجوز، و حفظ نظارت حتی در سطوح دسترسی بالاتر.
در این ساختار، حتی کاربران دارای دسترسی بهتر نیز در یک محیط کاملاً قابلردیابی و تحت کنترل عمل میکنند. یعنی «دسترسی بیشتر» لزوماً به معنای «آزادی بیشتر» نیست، بلکه به معنای ورود به لایهای از اینترنت است که همچنان در مدار نظارت و طبقهبندی امنیتی قرار دارد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، آنچه پیشروست پایان اینترنت عمومی و شکلگیری یک نظم چندسطحی در دسترسی است:
✔️ دسترسی گزینشی و کنترلشده برای گروههای خاص
❌ محدودیت ساختاری و پایدار برای اکثریت جامعه