🍒 طعم گیلاس | عباس کیارستمی
«طعم گیلاس» فقط روایت یک سفر در جادههای اطراف تهران نیست؛ سفری است به درون انسان. عباس کیارستمی با کمترین دیالوگ، بدون موسیقی اغراقآمیز و با قابهایی ساده اما عمیق، مخاطب را به تأمل درباره زندگی، انتخاب و امید دعوت میکند.
در یکی از تأثیرگذارترین صحنههای فیلم، پیرمرد تاکسیدرمیست تلاش میکند نگاه آقای بدیعی را نسبت به زندگی تغییر دهد و میگوید:
«صبح که بیدار میشی، طلوع آفتاب رو نمیخوای ببینی؟
ماه رو نمیخوای ببینی؟
ستارهها رو نمیخوای ببینی؟
از مزهٔ یه گیلاس میخوای بگذری؟
نَگذر... من رفیقتم، میگم نَگذر.»
سپس از او میخواهد پیش از هر تصمیمی، بار دیگر به زیباییهای ساده زندگی فکر کند؛ به طلوع خورشید، ماه، ستارهها و لذتهای کوچکی که شاید در شلوغی زندگی فراموش شدهاند.
این گفتوگو، قلب تپندهی فیلم و عصارهی نگاه عباس کیارستمی به زندگی است. او به جای شعار دادن، مخاطب را به دیدن زیباییهای ساده دعوت میکند؛ زیباییهایی که شاید در هیاهوی زندگی از یاد بردهایم. در «طعم گیلاس»، گیلاس تنها یک میوه نیست، بلکه نمادی از لذتهای کوچک اما ارزشمند زندگی است؛ همان چیزهایی که گاهی میتوانند معنای ادامه دادن را به انسان یادآوری کنند.
شاید به همین دلیل است که «طعم گیلاس» پس از گذشت سالها همچنان یکی از ماندگارترین آثار سینمای ایران و جهان به شمار میرود؛ فیلمی که بهجای ارائه پاسخ، مخاطب را به اندیشیدن دعوت میکند.
🎬 کانون فیلم و عکس دانشگاه اصفهان
✍ فرشته نیکخواه
Post #183
534
کانون فیلم و عکس دانشگاه اصفهان Photo
- ❤ 8
- 💯 1