طبلِ توخالی
🔹روباهی گرسنه در بیشهای میگشت که به طبلی بزرگ پای درختی برخورد. هر بار که باد میوزید، شاخههای درخت به پوست طبل میخورد و صدایی بسیار بلند و هولناک در جنگل میپیچید.
🔹روباه با دیدن جثهٔ بزرگ و شنیدن صدای مهیب طبل، پیش خود خیال کرد که درون آن پر از چربی و گوشت لذیذ است.
🔹با زحمت و ولع فراوان پوست طبل را پاره کرد، اما وقتی درونش را دید، متوجه شد که کاملاً توخالی است و ذرهای پیه و گوشت در آن نیست!
🔹پس زبان به عبرت گشود و گفت: «فهمیدم که هر چیزی که هیکلش درشتتر و صدایش سهمگینتر باشد، فایده و خاصیتش کمتر است!»
#حکایت
@Farsna
Post #466930
13.9K
