بعضی زخمها
با گذشت زمان از بین نمیروند؛
فقط آرامتر و پنهانتر میشوند
و یاد میگیرند در سکوت،
کنار آدم زندگی کنند.
گاهی یک فقدان،
فقط چیزی را از ما نمیگیرد؛
بخشی از توانِ رؤیا دیدن را هم
با خود میبرد.
آدم به زندگی ادامه میدهد،
صبحها بیدار میشود،
کار میکند،
حرف میزند،
میخندد...
اما جایی عمیق درونش،
تصویری از فردا دیگر شکل نمیگیرد.
و شاید دردناکترین رنج همین باشد؛
اینکه زندگی ادامه داشته باشد،
اما دل، مدتی از همراهی با آن جا بماند.
این شاید عمیق ترین
شکل فرسودگی روانی باشد
با اینهمه، انسان همیشه قرار نیست
از تمام زخمهایش عبور کند.
گاهی باید یاد بگیریم
با آنها زندگی کنیم،
بیآنکه اجازه دهیم
تمامِ زندگیمان را تعریف کنند.
شاید امید همین باشد؛
اینکه با تمام شکستگیها،
هنوز جایی درونمان
برای یک صبح تازه باقی بماند.
@FarazTed
Post #49100
1.34K


- 🕊 18