فرازان | دربارۀ پروژه پاناما و اسکن مخرب کتابهای دنیا | هوش مصنوعی کتابها را نمیخواند، آنها را تجزیه میکند
در اوایل سال ۲۰۲۶، انتشار جزئیات پروندهای حقوقی در ایالت کالیفرنیا، پرده از یکی از عجیبترین پروژههای فناوری برداشت. ماجرا از خریدهای سنگین و غیرعادی کتاب در برخی کتابفروشیهای مستقل آمریکا آغاز شد؛ سفارشهایی عمده برای کتابهای دانشگاهی، پژوهشهای تخصصی و راهنماهای چاپی که در نهایت ردیابی آنها به طرحی محرمانه با عنوان «پروژه پاناما» رسید. بر اساس اسناد افشاشده در دادگاه، شرکت آنتروپیک در این پروژه هدفی بیسابقه را دنبال میکرد: «اسکن مخرب» میلیونها جلد کتاب چاپی برای تغذیه الگوریتمهای هوش مصنوعی.
سازوکار «اسکن مخرب» همانطور که از نامش پیداست، مواجههای خشن با شیء فیزیکی کتاب است. در این فرآیند، عطف و شیرازه کتابها با تیغههای صنعتی بریده میشود تا صفحات تکی با سرعتی سرسامآور از مجرای اسکنرهای پرسرعت عبور کنند و نسخه فیزیکی پس از دیجیتالسازی، بهعنوان پسماند دور ریخته شود. برخلاف تصور اولیه، هدف این پروژه بلعیدن نسخههای خطی یا نایاب نبود، بلکه تمرکز اصلی بر متون علمی داوریشده، کتابهای پژوهشی و آثاری قرار داشت که بین سالهای ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۰ منتشر شده و در قفسه کتابخانهها دستنخورده باقی مانده بودند.
ابعاد حقوقی این «ولع دادهای» شرکتهای فناوری را به صحن دادگاه کشاند. با این حال، مرجع قضایی با پذیرش استدلال شرکت مبنی بر «استفاده منصفانه»، این اقدام را به دلیل «تغییر بنیادی در ماهیت استفاده از متن» مجاز دانست. اما چالش اصلی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: جایی که متن چاپی از یک «اثر فکری» به یک «معدن داده» تغییر ماهیت میدهد.
تحلیلگران حوزه فرهنگ و رسانه هشدار میدهند که این فرآیند، فراتر از یک رویکرد فنی ساده است. انسان در طول تاریخ با خطرات گوناگونی برای کتابها روبهرو بوده، اما تهدید امروز از جنس دیگری است: انتقال مرجعیت مطالعه از «خواننده انسانی» به «خواننده ماشینی». خواننده انسانی اثر را با تأمل، پیوستگی و در context مشخص میخواند، اما ماشین، کتاب را صرفاً مجموعهای از ظرفهای حاوی کلمات استخراجپذیر میبیند که باید خرد و تحلیل شوند.
مسأله نگرانکننده در این میان، «همگونسازی» ادبیات و اندیشه مکتوب است. وقتی یک اثر پژوهشی یا ادبی از جلد، شناسنامه، هویت تاریخی و پیوستگی ساختاریاش جدا شده و در حجم عظیمی از توکنها و بردارهای آماری حل میشود، هویت مستقل آن نابود میگردد. محصولی که هوش مصنوعی ارائه میدهد، موجودیتی پیوندی و گسسته از منبع اصلی است؛ فرآیندی که پیوند میان مؤلف انسانی و مخاطب را قطع کرده و اثر را به دادهای بیشناسنامه تبدیل میکند.
خطر نهایی پروژه پاناما و رویکردهای مشابه در این است که غنا و پیوستگی اندیشه بشری فدای سرعت دسترسی و کارایی الگوریتمی شود. هوش مصنوعی اگرچه میتواند اطلاعات را تلفیق و دسترسی را آسان کند، اما با تجزیه کتابها به اجزای آماری، متن را از یک «کلیت زنده» تهی میسازد. این شکل از محو ساختاری اندیشه، صدها بار عمیقتر از بریدن فیزیکی برگه با گیوتین است.
آنچه خواندید نگاهی اجمالی بود به اسناد دادگاه فدرال کالیفرنیا در پروندهٔ نویسندگان علیه Anthropic، بهویژه رأی قاضی ویلیام آلسوپ در پروندهٔ Bartz v. Anthropic PBC، مورخ ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵. /فراز
@farazdaily
Post #100352
531