فراگشت | درس بقای تایوان؛ وقتی جهان رهایتان میکند
در اکتبر ۱۹۷۱، صدور قطعنامه ۲۷۵۸ مجمع عمومی سازمان ملل و اخراج تایوان از این نهاد بینالمللی، آغاز دومینوی سنگین انزوای دیپلماتیک برای این جزیره بود. چند ماه بعد و در فوریه ۱۹۷۲، سفر غیرمنتظره ریچارد نیکسون به پکن تیر خلاص را به بزرگترین تکیهگاه امنیتی تایوان زد؛ واشنگتن برای موازنهسازی در برابر مسکو، متحد دیرینه خود را در برزخ ژئوپلیتیک رها کرد و در سالهای پس از آن، پایتختهای غربی یکی پس از دیگری سفارتخانههای خود را در تایپه تعطیل کردند. برای سرزمینی کوچک، بدون نفت و در محاصره، این انزوای ناگهانی شبیه به حکم پایان حیات سیاسی بود.
واکنش رهبری تایپه در آن روزهای بحرانی میتوانست به انتحار سیاسی، بستن درها یا گرفتار شدن در تله انفعال ختم شود. اما چیانگ چینگ-کوئو—نخستوزیر وقت و جانشین پدرش—استراتژی دیگری در پیش گرفت: اگر در صحنه دیپلماسی کاغذی دیگر جایی برای شناسایی رسمی وجود ندارد، بقای کشور باید به «نیاز حیاتی اقتصاد جهان» گره بخورد. او در میانه دهه هفتاد میلادی پروژه «ده طرح بزرگ زیرساختی» را با محوریت راهآهن، بنادر، نیروگاهها و فولاد آغاز کرد، اما نقطه عطف تصمیم او در حوزه دیگری رقم خورد؛ شناسایی فناوریهای پیشرفته بهعنوان تنها ابزار بازدارندگی غیرنظامی.
تایوان در همان سالها دست به شرطبندی استراتژیک زد. دولت با تشکیل مؤسسه پژوهشی فناوری صنعتی (ITRI) و اعزام مهندسان جوان به آزمایشگاههای پیشرو جهان، انتقال دانش ساخت مدارهای مجتمع را آغاز کرد. چند سال بعد، با فراخواندن دانشمندانی چون موریس چانگ و بنیانگذاری شرکت ریختهگری نیمهرسانای تایوان (TSMC)، مدلی خلق شد که پیش از آن سابقه نداشت؛ تمرکز محض بر تولید تراشههای پیشرفته برای تمام شرکتهای فناوری دنیا، بدون آنکه برند تجاری مستقلی رقیب مشتریان شود.
پنج دهه پس از آن شوک انزوا، حاصل آن تصمیمگیری سخت عیان شد. تایوان امروز بیش از ۹۰ درصد پیشرفتهترین تراشههای جهان را تولید میکند؛ مغز متفکر هوش مصنوعی، خودروهای برقی، تجهیزات پزشکی و مراکز داده دنیا به همین کارخانهها وابستهاند. این برتری فناورانه در ادبیات روابط بینالملل «سپر سیلیکونی» نام گرفت؛ مفهومی که نشان میدهد اگر سرزمینی بتواند نقشی جایگزینناپذیر در زنجیره تأمین جهان برای خود تعریف کند، هزینه هرگونه تعرض نظامی یا چشمپوشی سیاسی برای قدرتهای بزرگ غیرقابلتحمل خواهد شد.
تجربه تایوان دهه هفتاد آینهای شفاف از درس بقا در جهان بیرحم موازنه قدرت است: انزوای دیپلماتیک بنبست نهایی نیست، به شرط آنکه جامعه بهجای تسلیم در برابر بحران، توان خود را روی ساختن «مزیت استراتژیک سخت» متمرکز کند. در نظم بینالملل، دوستیها پایدار نیستند، اما نیاز متقابل و تخصص بیبدیل میتواند قویترین تضمین برای امنیت ملی باشد.
آنچه خواندید برگرفته از کتاب «جنگ تراشهها؛ نبرد برای مهار فناوری برتر جهان» نوشته کریس میلر (ترجمه حمیدرضا هدایتی، انتشارات نوین) است که به بررسی سیر تکوین صنعت نیمهرسانا و تصمیمات راهبردی تایوان پس از بحران دیپلماتیک دهه ۱۹۷۰ میپردازد. /فراز
@farazdaily
Post #100241
415
- ❤ 2