هیچ نگو
فقط بنشین تا تو را
مثل یک خاطره
مرور کنم.
باید بیاد بیاورم
روزهایی را
که در ذهنم پرسه میزدی.
همیشه ترا
جایی در تنم داشتم.
همیشه تو با من
بهانهٔ شعری بودی.
چیزهایی یادم هست:
نامت پاییز بود،
اگر اشتباه نکنم،
یا مهرگان
یا گلپری
که نامِ دیگرش نرگس است.
نمیدانم...
همیشه مثل کسی بودی که نبود،
کسی که گلِ سرخی به دهان داشت
و حاضر بود
برای شنیدنِ یک شعرِ خوب غش کند.
بیاد دارم
از شنیدنِ واژهای
سرخ شدی.
میخواستم بگویم:
"سرخ و لوند"
مثل گلی که به دهان داری،
ولی از شرمِ تو
رسوا شدم.
رنگ از رخِ شعرم پرید
و قلمم
سنجاقِ هیچ موئی نشد.
در عوض
تا صبح ستاره رصد کردم،
مثل حالا که خیره به توأم.
نگفتی
از کدام خاطره به خوابم آمدی؟!
#امیر_برغشی
🦋
Post #28312
233
- ❤ 6
- ❤🔥 3
- 🔥 2
- 👍 1