پاندورا؛ زن آغازگر یا مقصر ابدی؟
در اسطوره یونانی، پس از آنکه پرومتئوس آتش را از المپ ربود و به انسان هدیه کرد، زئوس در مقام پاسدار نظم کیهانی، تصمیم گرفت نه فقط او، بلکه بشر را مجازات کند. مجازاتی که نه بهصورت قهر و ویرانی، بلکه با هدیهای دلفریب انجام شد: زنی بهنام پاندورا. واژه پاندورا بهمعنای "همه هدیه زئوس: کنجکاوی.
پاندورا بهعنوان عروس، به خانه اپیمتئوس، برادر پرومتئوس فرستاده شد. اپیمتئوس، علیرغم هشدار برادرش مجذوب او شد و با پاندورا ازدواج کرد.
پیوند زن با مردی که نماینده درک پسین است. (اپیمتئوس بهمعنای "کسی که پس از رویداد میفهمد" است
در برابر پرومتئوس که پیشبین و آیندهنگر بود، اپیمتئوس در جهانی واکنشی و ناآگاه عمل میکرد. اتحاد این دو (پاندورا و اپیمتئوس) تمثیلی است از لحظهای که ناخودآگاه مؤنث با بخشی از روان مردانه که هنوز درک و بلوغ کافی ندارد، همنشین میشود و نتیجه، گشایش جعبه ممنوعه است
پاندورا را باید همچون سوفیا، همچون پرسفون، همچون لیلیت دید.. زنانی که در درون خویش حامل تاریکی و نورند و گشودن رمزهای هستی را نه با اطاعت، که با عبور از ممنوعه ممکن میسازند
Post #5372
158
