#پیام_شما
پوریا من با یه آقا پسری رفتم بیرون و دیت اول بد نبود
دیت دوم با اینکه دوتامون اوکی بودیم برای دیدن همدیگه
وقتی یکم از تایمی که همو دیده بودیم گذشت جایی که اون تایم بودیم برای صحبت خوب نبود و تصمیم گرفتیم بریم یجای دیگه
این آقا همینکه از اونجا نشست پشت فرمون دیگه سکوت کرد و هیچی نمیگفت
هرچقدر میگفتم چرا حرف نمیزنی میگفت چی بگم
خلاصه تایمی که داشت رانندگی میکرد ما صحبت خاصی نداشتیم و من طی تایمی که بریم یجای دیگه ناراحت شدم از برخوردش و خودش هم کاملا فهمید ولی انتظار داشت خودم خود به خود خوب بشم و اصلا برام مهم نباشه که بخاطر رفتار اون ناراحت شدم
بعد از یکی دو ساعت که باهم تایم گذروندیم این آقا یه آب معدنی هم نگرفت منم هم اعصابم بهم ریخته بود هم تشنه شده بودم😂
خودم رفتم آب و خوراکی و این چیزا گرفتم و رفتم باز نشستم تو ماشینش
دیگه دیت اون روز تموم شد و گذشت
یکی دو ساعت بعد پیام داد فکر کنم بهت خوش نگذشت و...
منم اصلا ابراز ناراحتی نکردم چون دیگه قطع امید کرده بودم از این آقا ولی خودش خبر نداشت😂
یک هفته گذشت درنهایت یه شب پیام داد گفت من فکرامو کردم و به تو علاقه دارم و اینطور صحبتا
ولی فکر نکنم بتونم از پس مسئولیت این رابطه بربیام و...
نمیخوام بعدا ناامیدت کنم و بگی تو فلان شرایط ول کرد رفت
و گفت که اون روز خودت رفتی گرفتی و به من نگفتی ناراحت شدم به غرورم برخورده🥴
و این آقا رفت که رفت
ولی من هنوز فکر میکنم چرند گفته بود
*ببخشید که طولانی شد
Post #10909
186
- ❤ 1
- 😁 1