⛲️
https://linktr.ee/Fablehonora
✦ ✦ ✦
Join me for a cup of tea?
Unknown:
t.me/HidenChat_Bot?start=309397736
Post #2104
545
🕯 @fablehonora
Showing posts older than #2117 · Back to latest

w.i.p
🕯️˚ ⋆ Honora’s Corner Nightly inkies #nikki #oc

Nightly inkies
🕯️˚ ⋆ Honora’s Corner بیاید شما بگید برا ۶۰۰ تایی شدن چیکار کنم3>💕
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
🕯️˚ ⋆ Honora’s Corner بیاید شما بگید برا ۶۰۰ تایی شدن چیکار کنم3>💕

w.i.p✧.*

این تیکه موسیقی انقدر به داستانشون میومد که فک کنک خودمون ابسس شدیم باهاش، من به شخصه مثل یک رقص آخر میدیدمش رقصی که توی دید های ریز لیمیشتیا به ویرن هنوز اون نرمی که تو چشماش بوده رو میتونه پیدا کنه، تیکهای که خود ویرن ترجیح میده برای امنیت لیمیشتیا بیرون نیاد و حتی قلب لیمیشتیا رو بشکنه.



اینه که تو خیلی از کارایی که میکشم بین دو حالت تیره و روشن حرکت میکنه و تو هر دو حالت یک وایب رویایی داره تو نور پردازیش.تاحالا نشده تو نورپردازی ساده تو افکارم ببینمش..انگار وجودش مثل یک رویاس که خب برا مادرش هم همین بوده.ارتمیس به عنوان RINBOW bby بدنیا امده(بچه ای که بعد مردن بچه قبلی تو شکم یا بعد از بدنیا امدنش میمره)رویایی خارق العاده
این برای یه ای یویی بود که توش با پی بردن حقیقت کتاب های الهی، تبدیل میشد به یک جادوگر که اونم یزره وحشیانه بود.این زنا با شنیدن صدای زنگ کلیسا باید سه بار تو قلب خودشون با یک خنجر یا چوب میزدن تا قلبشون ازون حالت پاک در بیاد و وارد دنیای جادو بشن- این زنگا بیشتر اوقات بعد از مخلوط سدن احساس تنفر با خشم و ریگرت و بمونه بیترنس شادی پدیدار میشد.

آرتمیس کارکتریه که حدودا هیچوقت بدون شمشیرش نمیشه دیدش..البته این در حالیه که کنار خانوادش نباشه. با اینکه امنیت کامل دورش هست ..بدونش اخساس استرس میکنه..و تیکای ریز باهاش داره، اکه باهاش حرف بزنید احتمالا انگستاش روی شمشیرش میچرخه.از یکطرف دیگه حوصلش زود سر میره میشه گف برای همین هروز تمرین میکنه فکر میکنه که جز این چاره دیگه ای نداره و یا نمیتونه تو چیز دیگه ای خوب باشه و چون خیلی جاها این تمرین ماسل مموری شده براش میتونه متمرکز بشه رو فکراش اگه بعدش بشه پیداش کرد..نمیتونید حتی ازش سوال بپرسید بقل برادرش، پلک بهم بزنی امقدر تند دور شده که شک میکنی اصلا وایساده بود برات یا نه.


Pouring ur love into a certain group or person is quite enjoyable however once your met with the fact that it would never be enough to be cared for, you’d feel as if waiked over,no?