یه موضوعی که هیچ وقت ازش حرفی زده نمیشه و احتمالا مابین رودروایسی و "حالا دیگه چیکار کنم؟ مدلشه."ها گم میشه ولی مدتهاست ذهن من رو در روابط مختلف درگیر میکنه، اینه که دو دوتا چهارتایی وجود داره در روابط که ما هیچ وقت در حد و حدود گذاشتن برای مسائل زندگیمون رعایتش نمیکنیم. من یا با طرف مقابلم اونقدر صمیمی هستم و اونقدر اعتماد دارم که مسائل مختلف زندگیم، اتفاقات روزمره ی مهم و غیرمهمم، تصمیمگیریهام، اتفاقاتی که پیرامونم میوفته و یا حتی اطلاعاتی از دیگر دوست و رفیقهام و حتی شاید خانواده و اقوامم به طرف مقابلم بدم، یا اونقدر صمیمی نیستم و تصمیم میگیرم محافظهکارانهتر برخورد کنم.
در حالت اول، اگر این اعتماد دوطرفه وجود داره و من این دیتاها رو در اختیار طرف مقابلم دارم میذارم، حق دارم که این اعتماد و راحتی رو از طرف مقابلم متوقع باشم.
در حالت دوم، اگر من به هر دلیلی تصمیم گرفتم محافظهکارانه برخورد کنم، حتی اگر محافظهکار بودن بخشی از شخصیت من باشه، باید به این دو دو تا چهارتا معقتد باشم که پس من هم حق ندارم توقع داشته باشم طرف مقابلم دیتای خاصی رو به من منتقل کنه، پس من هم نباید از طرف مقابلم سوال خاصی بپرسم و توقع داشته باشم نه تنها مسائل خصوصی بلکه جزئیات زندگیش رو، روابطش رو، اتفاقاتی که داره براش رقم میخوره و اگر در زندگی من رقم میخورد در اختیار اون قرار نمیدادم، اون در اختیار من قرار بده. اگر من محافظهکار هستم پس قطعا اون هم فهمیده این موضوع رو و قطعا گاردی گرفته نسبت به من در خصوص زندگی و روزمرگیش، پس من باید و باید جوری رفتار کنم که بفهمه این ماجرا دوطرفه خواهد بود و کسی که مطلعتر از زندگی دیگری هست من نیستم، دوطرف اطلاعات یکسانی از هم خواهیم داشت.
پس قبل اینکه سوالی بپرسم از اتفاقی که برای طرف افتاده گاها از خودم بپرسم که آیا من هم اتفاقاتی که داره برام رقم میخوره رو برای اون تعریف میکنم؟، وقتی از خانواده ی اون میخوام سوالی بپرسم به خودم بگم آیا من از خانواده ی خودم به طرف مقابلم گفتم؟ وقتی دوست دارم طرف مقابل دراماهاش رو برای من تعریف کنه به خودم بگم من چقدر در زندگی روزمرهام دراماهایی بوده که برای اون تعریف کردم؟ من راجع به میزان حقوق و پول تو جیبیم به طرف مقابلم گفتم که حالا میخوام بدونم اون چقدر حقوق میگیره؟ من عکسهام رو یا گالریمو به طرف مقابلم نشون دادم که حالا ازش میخوام عکسهاش رو به من نشون بده؟
من تاحالا گوشیمرو، چتهام رو، کانالهام رو، روابط مجازی و غیرمجازیم رو در اخیار اون گذاشتم که حالا ازش میخوام گوشیش رو به من بده؟
همه ی اینا مصادیقی هستن از مفهوم اینکه: اصلا دوست دارم که برای این آدمی که دارم ازش فلان سوال رو میپرسم، جواب این سوال ها رو از زندگی خودم بدم؟ قبلا دادم؟ اگر همین الان همینرو بپرسه درجا و بدونشک میگم؟ و همه ی این حد و حدودها دقیقا همینجا باید مشخص شه.
حتی اگر من درونگرا باشم و طرف مقابلم برونگرا.
حتی اگر من محافظهکار و اصطلاحا "تو دار" و طرف مقابلم کسی که "overshare" میکنه.
حتی اگر من شرایطم جوری باشه که حس کنم نباید اطلاعاتی راجب زندگیم بدم و طرف مقابل رو واجد این شرایط ندونم.
Post #4229
81