میخوام اول هفتهای یه اعترافی بکنم؛
هر کی که ما سالها گفته بودیم چرت و پرت میگه، این روزها داره معلوم میشه راست گفته بود!! چقدر ما شریعتمداری و رائفیپور و اینا رو مسخره کردیم و گفتیم تخیل قویای دارن! حتی اون جاهایی از روایت انسان هم که خیلی وارد حوزه جن و شیطان و اینا میشد، میگفتیم ای بابا... این آقای نخعی چرا افسانه میگه برامون!
خدایا ما رو ببخش! ما فکرش هم نمیکردیم این افسانههای تخیلی رو در دنیای واقعی ببینیم. خدایا ما در سیاهترین کابوسهای عالم هم چیزی شبیه وقایع جزیره اپستین رو متصور نبودیم. خدایا ما خیلی گوگولی فکر میکردیم... ولی آدمیزاد اصلا موجود گوگولیای نبود. فرشتههات راست میگفتن:
و (به یاد آر) وقتی که پروردگارت فرشتگان را فرمود که من در زمین خلیفهای خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی در زمین خواهی گماشت که در آن فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس میکنیم؟! خداوند فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید. (بقره/۳۰)
خدایا! اون چیزهایی رو که میدونی و بقیه نمیدونن هم بهمون نشون بده لطفا. ما جدیجدی از این دنیا و آدمیزادههاش میترسیم. ما به یک رویای شیرین در پایان این همه شبهای پر از کابوس احتیاج داریم.
#روزهای_مادرانه
#چهل_سالگی
#وحشت_دنیای_غیبت
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#خیلی_عجل
Post #3669
102
Forwarded from روزهای مادرانه