TGViewer
فآش فآش @faash1 · 99 subscribers
Post #3505 126
مثل آن چایی که می‌چسبد به سرما بیشتر
با همه گرمیم با دل‌های تنها بیشتر
درد را با جان پذیراییم و با غم‌ها خوشیم
قالی کرمان که باشی می‌خوری پا بیشتر
بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار
زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر
«هر شبِ عمرم به یادت اشک می‌ریزم ولی
بعدِ حافظ خوانیِ شب‌های یلدا بیشتر»
رفته‌ای اما گذشتِ عمر تأثیری نداشت
من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر
زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ‌تر
بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر
هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید
هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر
بر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: عاشقم
خون انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشتر.
More from @faash1
  1. Oct 17, 2026سلام. منت بذارید و برای رزمنده‌ای که سیستم‌ تنفسی‌شون بر اثر جنگ اخیر مدتهاست درگیر شده، ح…
  2. Oct 16, 2026زیرِ رگبارِ مصیبت بی‌کَسی، تنها کَسَم بود.
  3. Oct 16, 2026photo post
  4. Oct 16, 2026photo post
  5. Oct 16, 2026photo post
  6. Oct 16, 2026photo post
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →