✨«رابطه عاشقانه، قصهای میان دو نفر نیست.
در هر رابطه، شش نفر حضور دارند:
من و تو،
پدر و مادرم،
پدر و مادرت»
📌 در هر رابطهٔ عاشقانه، تنها دو نفر حضور ندارند. ما تنها نیستیم.
پدر و مادر من، پدر و مادر تو، خاطراتمان، تعاریف آنها از عشق و نزدیکی، همه با ما سر میز رابطه مینشینند.
📌 ما اغلب بدون آنکه بدانیم، با «میراثی پنهان» وارد رابطه میشویم؛ میراثی از والدینمان، میراثی شامل: تعریف از عشق، نزدیکی، فاصله، حمایت، سکوت، مراقبت، زن، شوهر، ازدواج، رابطه عاطفی، جنسی و ... . تعریفهایی که در کودکی، در سکوتِ نگاهها و لحنِ صداها و اشاراتِ تکرارشونده، آموختهایم. و این تعریف، زندگیمان را جهت میدهد و از قبل برایمان تصمیم میگیرند.
📌 یکی عشق را با یکی شدن میشناسد: با حذف مرزها، با «همهچیز را باید بدانی»، با حل شدن در دیگری.
دیگری عشق را با آزادی معنا میکند: با حفظ استقلال، با حفظ قلمرو درونی، با فاصلهای سالم.
یکی آموخته برای دوستداشتنی بودن، باید مدام فداکاری کند.
دیگری یاد گرفته که فقط وقتی ارزش دارد که بینقص باشد.
📌 «بالبی» میگوید:
«مدلهای ذهنی رابطه، از طریق تجربههای اولیه با پدر و مادر شکل میگیرند و در روابط بزرگسالی بازآفرینی میشوند.»
📌 وقتی دو نفر با تعاریف ناسازگار از عشق، در یک رابطهاند،
نه بهخاطر بیعلاقگی، بلکه از سر ناهماهنگیِ ناگفته، فرسوده میشوند.
چون هرکدام دیگری را از فیلتر تعریفِ خود میفهمد و قضاوت میکند. و اگر این تفاوتها دیده نشوند، عشق، بهجای رشد، به جنگی خاموش بدل میشود.
🔷 پس پیش از آنکه بپرسیم «او مرا دوست دارد یا نه؟»، بهتر است بپرسیم:
تعریف من از دوست داشتن چیست؟ تعریف او چیست؟
آیا عشق، برای من یعنی سکوت؟ یعنی مراقبت بیقید؟ یعنی حساب و کتاب؟ یعنی نزدیکی؟ یعنی فاصله؟
🔴 گفتوگو دربارهٔ معناهای عشق، آغاز بلوغ در رابطه است.
رابطهای سالم، نه از یکی بودن، که از فهمِ دو تعریف متفاوت و ساختن «معنایی مشترک» آغاز میشود.
آنجا که گذشته، فقط حضور دارد؛ نه اینکه تصمیم بگیرد.
✍️ دکتر گل
#سواد_ازدواجی
💍مرکز ازدواج و خانواده متعالی
🔸@ezdevaj_ui
Post #60
40