⚡️🧠 خدا و لوب گیجگاهی مغز
✍🏻 ذهن کاوشگر
بیش از یک قرن است که پزشکان میدانند حملات صرع با نوعی تجربیات عرفانی و دینی برای بیماران همراه است. بسیاری از بیماران صرعی، بعد از یک حمله ی تشنجی میگویند که تونل نور دیده اند، خدا به دیدار آنها آمده و با آنها حرف زده است و یا احساس یکی شدن و وحدت وجود با تمام جهان را دارند.
در سال ۲۰۱۶ دانشمندان بیمارستان آموزشی هداسا در اورشلیم در مطالعه ای که در مجله ی "Epilepsy and Behavior" چاپ کردند، گزارش بیمار صرعی را دادند که هنگام تهیه نوار مغزی دچار تشنج شده، سپس از جا بلند شده، الکترودها را از سر خود کنده، در بیمارستان راه افتاده و در حالیکه میگفته "خداوند مرا به سوی شما فرستاده است" سعی در متقاعد کردن مردم به پیروی از خود داشته است.
ویلایانور راماچاندران، عصب شناس بسیار معروف هندی-امریکایی، اولین کسی بود که در دهه ۹۰ میلادی ارتباط بین تجارب دینی-عرفانی با لوب گیجگاهی مغز را مطرح کرد. او پس از سالها تحقیق و بررسی بر مغز بیماران صرعی متوجه شد که بسیاری از آنها پس از تشنج مرتبط با لوب گیجگاهی میگویند که "من خدا را دیدم... خدا با من صحبت کرد... من با خدا صحبت کردم... برای اولین بار هدف زندگی را درک کردم... جایگاه خود را در جهان فهمیدم..." و تجارب مشابهی ازین دست.
راماچاندران در کتاب خود "اشباح در مغز" که برای عموم مردم نوشته شده است، چنین توضیح میدهد که تخلیه های شدید الکتریکی در لوب گیجگاهی مغز، مدارهای عصبی ای را فعال میکنند که منجر به توهم و تجربیات حسی غیرفیزیکی میشوند. لوب گیجگاهی وظیفه ی پردازش اطلاعات شنوایی، درک زبان و ذخیره حافظه بصری را بر عهده دارد. فعال شدن مسیرهای نورونی در این ناحیه میتواند مرتبط با شنیده شدن صداها و دیدن نورهایی باشد که از محرک خارجی سرچشمه نمیگیرند. راماچاندران همچنین میگوید که این تجربیات مختص به زمان تشنج نیستند، بلکه بعد از آن نیز با بیمار میمانند و همچون جریان آبی که بستر خود را عمیق تر میکند، هر بار تشنج نیز این مدارهای الکتریکی فعال شده را تقویت و تجربیات را عمیقتر میکند.
(میتونید مستندی که از تحقیقات راماچاندران ساخته شده را از این لینک یوتیوب نگاه کنید)
تجربیات عرفانی ازین دست تنها متعلق به بیماران صرعی نیستند. کسانی که در اثر ضربه و یا جراحی مغزی دچار آسیب در لوب گیجگاهی میشوند نیز تجارب مشابهی را گزارش میکنند. در مستند "داستان خدا"، مورگان فریمن سراغ شخصی به نام "ایان بال" میرود که پس از برداشتن یک تومور از لوب گیجگاهی مغزش، به مدت ۴ هفته دچار توهم و احساسات جدیدی شده بود. او حس میکرد که حقایق جدیدی به او الهام میشوند، اجسام از میز و صندلی گرفته تا دیوار دارای آگاهی هستند و اینکه همه چیز در جهان توسط یک عشق بدون قید و شرط به هم متصل است. او که همیشه یک ندانم گرا بوده است، مطمئن نیست که این تجربه "خدا" بوده، ولی میگوید که به زندگی او معنا داده است.
دانشمندان هنوز نمیتوانند قاطعانه بگویند که لوب گیجگاهی مغز کاملا مسئول تجارب عرفانی و دینی است (اگر دانشمند باشید میدونید که بین دو رابطه همبستگی correlation و علیت causation تفاوت وجود دارد). برای اثبات این موضوع لازم است که با تحریک الکتریکی مغز افراد سالم و شبیه سازی تشنج در آنها ببینیم که آیا واقعا میتوان تجارب عرفانی اینچنین را به طور مصنوعی در انسانها ایجاد کرد یا خیر.
که البته چنین تحقیقی با سوالات اخلاقی بسیار همراه است...
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
Post #304
4.71K