سالها پیش وبلاگی را دنبال میکردم که توسط چند بانو با اسامی تخلص نوشته میشد. یادمه یک بار یکی ازین بانوان متنی نوشته بود با عنوان "من فمینیست هستم، پس هستم" در مورد رفتار تبعیض آمیز خانواده ها با دختران و پسران حتی در دوران کودکی. چندی نگذشت که ایمیلی با همان متن ولی به نام شیرین عبادی دریافت کردم. تعجب کردم! دوباره چند روز بعد ایمیلی مشابه ولی این بار با امضای گلشیفته فراهانی! خنده دار بود، ولی واقعیت داشت. مگر چه اشکالی داشت که اسم خود وبلاگ را زیر متن میزدند؟ چرا باید حتما متن را میدزدیدند و به نام هر که دلشان خواست چاپ میکردند؟ نمیفهمیدم ...
از قضا امروز صبح که پا شدم، دیدم متنی که دیشب در مورد سفر انسان به ماه نوشته بودم با عکسی جدید در یکی از گروههای بسیار فعال که خودم هم عضوش هستم منتشر شده. یاد آن متن وبلاگی افتادم... البته دفعه اول نبود که متن خودم را در گروههای دیگر میدیدم ولی اینبار تصمیم گرفتم با ادمین ارتباط برقرار کنم و با شوخی ذکر کردم که کول نیست انتشار متنی بدون ذکر منبع. ولی با بی ادبی و توهین ایشان مواجه شدم که از خود کار بدتر بود.
واقعا ما را چه میشود؟ چطور میتوان ادعای آگاه سازی و ترویج علم داشت وقتی به نکوهیده ترین حرکت در علم یعنی Plagiarism (سرقت علمی یا ادبی) اعتقادی نداریم؟
- تلخند: احتمالا همین متن را فردا به قلم کس دیگری خواهم دید😅😅
@explorermindset 🌐 ذهن کاوشگر
Post #222
3.54K