🤔 چرا انسانها اینقدر به آداب و رسوم و آموزه های انتقال یافته از والدین وابسته هستند؟
دانشمندان دانشگاه تگزاس آزمایشی انجام دادند که در آن به نظر میرسد شامپانزه ها از فرزندان انسان باهوش تر عمل میکنند، ولی در حقیقت بازگو کننده ی راز پیشرفت گونه ی ما نسبت به بقیه گونه هاست.
در این آزمایش، یک جعبه ی پازل که ساختار درون آن معلوم نیست را جلوی یک گروه بچه ی انسان و یک گروه شامپانزه میگذارند و به آنها نشان میدهند که چطور میتوان با حل پازل به جایزه درون جعبه رسید. محقق ابتدا در حضور بچه ها و شامپانزه ها یک سری عملیات روی اجسام قرار گرفته روی جعبه انجام میدهد و بعد نشان میدهد که از دریچه زیر جعبه میتوان جایزه (که اینجا یک پاستیل و یا آبنبات است) را برداشت.
هر دو گروه شامپانزه ها و بچه ها بلااستثنا کار محقق را تقلید میکنند و در آخر جایزه را برمیدارند.
در آزمایش دوم محقق جعبه پازلی با ساختار کاملا مشابه جلوی هر دو گروه میگذارد، ولی اینبار جعبه دیوار شیشه ای دارد و میتوان دید که به دلیل وجود دیوارهای اضافه درون جعبه، عملیات ابتدایی انجام گرفته بی معنی هستند و بدون انجام آن هم میتوان جایزه را از زیر جعبه برداشت. نتیجه به دست آمده ازین آزمایش بسیار غیرمنتظره است. شامپانزه ها همگی عملیات را کنار گذاشته و یکراست سراغ جایزه میروند و آن را برمیدارند، در حالیکه بچه انسان همچنان به تکرار پروسه اولیه ادامه داده تا سرانجام به جایزه برسد.
ممکن است اینطور به نظر بیاید که شامپانزه ها از بچه انسان باهوشتر عمل میکنند، ولی رفتار بچه انسان ریشه در مکانیزم شناختی پیچیده تری دارد که فقط مختص به گونه ی ماست و آن تکیه بر آموزش توسط والد است. بچه ی انسان در میان جانوران طولانی ترین مدت وابستگی به والد را دارد و مغز او به گونه ای فرگشت یافته که هر آنچه به او آموزش داده شده را تقلید کند تا بتواند مهارتهای بقای بیشتری به دست بیاورد. (فرض بگیریم والد آموزش داده که اگر این گیاه را بخوری مسموم میشوی و میمیری. در طی نسلها بچه هایی که به آموزش توجه نکردند و خوردند، در اثر مسمومیت مردند و فقط آنهایی ماندند که هر آنچه والد گفته انجام دادند، پس به صورت فرگشتی آنهایی که تقلید میکنند ژن غالب شدند). این مکانیزم شناختی فرگشتی که باعث تبادل نسل به نسل اطلاعات و انباشتگی مهارت ها بوده، مهمترین عامل پیشرفت گونه ی ما و پیشی گرفتن از بقیه گونه ها بوده است.
در اینجا باید تاکید کرد که آموزش و تقلید دو پروسه جدا هستند. در هر دو گونه ی انسان و شامپانزه تقلید وجود دارد (بچه شامپانزه مادر را وقتی سنگ به گردو میکوبد نگاه میکند و با تقلید از او میفهمد که اگر او هم سنگ به گردو بکوبد، به مغز گردو میرسد) ولی فقط در گونه ی ماست که آموزش به عنوان یک پروسه ی پیشرفته وجود دارد، به این معنی که مادر و بچه و گردو در یک مثلث همکاری قرار میگیرند و مادر با اشاره به بچه می آموزد که چه کار بکند. اشاره کردن به اجسام برای داشتن توجه واحد کارکردی ست که شامپانزه ها نمیفهمند (ویدیو را ببینید)، ولی گونه ی ما در طول صدها هزاران سال از آن برای انجام کار گروهی با یک هدف مشترک مثل شکار، ساخت ابزار پیشرفته و غیره بهره برده است.
پس اینکه ما انسانها میل شدیدی داریم که هر آنچه توسط والد به ما آموزش داده شده است را تقلید کنیم، یک عملکرد شناختی و محرک اصلی بقای ماست که البته در طول صدها هزاران سال برای گونه ی ما بسیار مفید بوده است. ولی تنها یک اشکال دارد و آن اینکه ما را ناخودآگاه وادار به تقلید از همه ی آموزه ها میکند، حتی وقتی که جعبه ی شیشه ای جلویمان است و به ما نشان میدهد که بدون آن آموزه های اولیه هم میشود به جایزه رسید.
@explorermindset 🌐
Post #116
2.5K