امم، آره
“준비한 말은 많은데 (Yeah)”
حرفهای زیادی آماده کردم ولی (آره)
“건네기가 쉽지 않네 (Oh, 네가 쉽지 않나)”
گفتنشون آسون نیست (اوه، گفتن آسون نیست)
“이런저런 단어와 낱말을 꺼내봐도 (I’m sorry)”
حتی اگه کلمههای مختلف رو به زبون بیارم (متاسفم)
“얕은 언어로 나의 맘을 담기엔 모자라”
این زبانِ سطحی برای بیان احساساتم کافی نیست
“지난 겨우내 얼었던 굳어버렸던”
اون چیزی که توی تمام زمستونِ گذشته یخ زده و سخت شده بود
“시계 초침이 다 녹으면”
اگه عقربه ثانیهشمار ساعت کاملا ذوب بشه
“난 너에게로 돌아올 거라 했지만”
گفته بودم که به سمت تو برمیگردم ولی
“이상하지 보면서도 왠지”
عجیبه با اینکه میبینمش ولی یهجورایی
“꿈만 같은 느낌 (꿈만 같은 느낌)”
حسی شبیه یه رویا داره (حسی شبیه یه رویا داره)
“너와 내가 (너와 나)”
تو و من (تو و من)
“이렇게 함께라는 게”
اینکه اینطوری باهم هستیم
“작은 소원이 허락되는 계절”
فصلی که در اون آرزوهای کوچیک برآورده میشن
“Baby, I’m home, 너의 곁에 (Baby, I’m home, 너의 곁에)”
عزیزم، من برگشتم خونه، کنار تو (عزیزم، من خونهام، کنار تو)
“언젠가 약속했듯이”
همونطور که یه روز قول داده بودم
“아주 오래 머물게”
برای یه مدت خیلی طولانی میمونم
“ ‘Cause you’re my home to stay (Home to stay)”
چونکه تو خونه من هستی که درونش میمونم (خونهای که درونش میمونم)
“기적을 믿게 돼 (믿게 돼)”
به معجزه باور پیدا میکنم (باور پیدا میکنم)
“너로 인해”
بهخاطر تو
“평행하던 너와 내 우주가 포개질 때 (너와 내 우주)”
وقتی دنیاهای من و تو که موازی بودن با هم منطبق میشن (دنیای من و تو)
“모든 필연을 거쳐 다다른 거야 바로 이곳에”
بعد از پشت سر گذاشتن همهی سرنوشتهای اجتنابناپذیر دقیقا به همین جا رسیدیم
“여기 우릴 다시 이끈 건, 우릴 부른 건”
اون چیزی که ما رو دوباره به اینجا کشوند، اون چیزی که صدامون زد
“너와 내가 가진 힘인 걸”
همون قدرتیه که من و تو داریم
“널 알아챌 수 있어 멀리 있어도”
حتی اگه دور باشی هم میتونم بشناسمت
“이상하지 지금 우린 마치”
عجیبه انگار که ما الان
“처음 그날같이 (처음 그날같이)”
مثل همون روز اول هستیم (مثل همون روز اول هستیم)
“설렘 기대”
هیجان و انتظار
“서로의 눈을 맞춘 채”
درحالیکه به چشمهای همدیگه نگاه میکنیم
“작은 소원이 허락되는 계절”
فصلی که در اون آرزوهای کوچیک برآورده میشن
“Baby, I’m home, 너의 곁에”
عزیزم، من برگشتم خونه، کنار تو
“언젠가 약속했듯이”
همونطور که یه روز قول داده بودم
“아주 오래 머물게”
برای یه مدت خیلی طولانی میمونم
“ ‘Cause you’re my home to stay”
چونکه تو خونه من هستی که درونش میمونم
“잠깐이면 사라질 꿈같아 (같아)”
انگار رویاییه که تو یه لحظه ناپدید میشه (انگار)
“결국 정해진 결말일까?”
آیا در نهایت این همون پایان از پیش تعیین شدهست؟
“몇 번이고 반복될 이 순간 (순간)”
این لحظه که بارها و بارها تکرار خواهد شد (لحظه)
“기억해 우릴”
ما رو به خاطر بسپار
“작은 소원이 허락되는 계절”
فصلی که در اون آرزوهای کوچیک برآورده میشن
“Baby, I’m home, 너의 곁에 (Baby, I’m home, 내 곁에)”
عزیزم، من برگشتم خونه، کنار تو (عزیزم، من خونهام، کنار تو)
“언젠가 약속했듯이”
همونطور که یه روز قول داده بودم
“아주 오래 머물게”
برای یه مدت خیلی طولانی میمونم
“ ‘Cause you’re my home to stay”
چونکه تو خونه من هستی که درونش میمونم