کمکم بارون میباره
“시작되려나?”
نکنه داره شروع میشه؟
“빗방울이 조금씩 굵어진다”
قطرههای بارون کمکم درشتتر میشن
“기막힌 우연이구나”
چه تصادف شگفتانگیزی
“하필 오늘, 이 늦은 밤에, 비가, 비가”
چرا درست امروز، این شب دیروقت، بارون، بارون
“이제서야 좀 아프다”
الان دیگه یکم دردناک شده
“이쯤은 돼야”
باید به این حد برسه
“이별을 하든가 말든가 하지”
چه جدا بشیم چه نه
“이제 좀 울어볼까 봐, 빗소리가”
شاید الان یکم گریه کنم، صدای بارون
“울기 좋다, 비가, 비가”
برای گریه خوبه، بارون، بارون
“잘도 내린다”
خوب میباره
“다 씻어버린다”
همه چیز رو میشوره
“다 잊어버린다”
همه چیز رو فراموش/پاک میکنه
“음, 너를, 너를”
اممم، تو رو، تو رو
“조금 더 힘들어진다”
یکم سختتر میشه
“또 시작됐나?”
دوباره شروع شده؟
“그놈의 몹쓸 아쉬운 맘이”
اون دل پشیمون لعنتی
“얼마나 많은 시간을 더 보내야지?”
چقدر دیگه زمان باید بگذره؟
“널 보내게 될까? 싫다, 싫다”
باید بذارم بری؟ نمیخوام، نمیخوام
“그렇게 싫어했었던 비가 온다”
بارونی که اونقدر ازش متنفر بودم میباره
“니가 끔찍해 하던 비가 온다”
بارونی که تو ازش متنفر بودی میباره
“기막힌 운명이구나, 슬퍼해라”
چه سرنوشت باورنکردنیای، غصه بخور
“아파해라, 비가, 비가”
درد بکش، بارون، بارون
“잘도 내린다”
خوب میباره
“다 씻어버린다”
همه چیز رو میشوره
“다 잊어버린다”
همه چیز رو فراموش/پاک میکنه
“음, 비가, 비가 내린다”
اممم، بارون، بارون میباره
“잘도 내린다”
خوب میباره
“다 씻어버린다”
همه چیز رو میشوره
“다 잊어버린다”
همه چیز رو فراموش/پاک میکنه
“음, 비가, 비가 내린다, 비가”
اممم، بارون، بارون میباره، بارون