روی خاطرههای تو که کمکم محو میشن
“색을 입혀 덧칠하고 있어”
دارم رنگ میزنم و دوباره روشون رنگ میکشم
“나의 세상이 너로 물들어간 것처럼”
مثل دنیای من که با تو رنگی شده
“눈앞에 환히 펼쳐져야 해”
باید جلوی چشمم واضح گشوده بشه
“네 숨소리도, 네 웃음까지도”
حتی صدای نفست هم، حتی خندهات هم همینطور
“널 그려내 (whoa-oh, whoa-oh)”
تو رو نقاشی میکنم (ووآ-اوه، ووآ-اوه)
“다 그려내 (whoa-oh, whoa-oh)”
همه چیز رو نقاشی میکنم (ووآ-اوه، ووآ-اوه)
“내 삶 속에”
توی زندگی من
“스며든 널 찾아내 (찾아내)”
تویی که در من نفوذ کردی رو پیدا میکنم (پیدا میکنم)
“어느새 나도 모르게 (모르게)”
بیاختیار و بدون اینکه بفهمم (بفهمم)
“그날의 널 완벽히 그려내”
تو رو در اون روز به شکل بینقصی نقاشی میکنم
“그리곤 계속 반복해 (반복해)”
و بعد مدام تکرارش میکنم (تکرار میکنم)
“그 안에 내가 있기에, whoa”
چون من درونش هستم، ووآ
“흘러가는 시간 속에 머물러줘, 이대로”
در گذر زمان بمون، همینطوری
“There's no meaning without you, ooh”
بدون تو هیچ چیز معنایی نداره، اووه
“There's no meaning without you, ooh”
بدون تو هیچ چیز معنایی نداره، اووه
“모든 색이 엉킨 것처럼”
انگار همه رنگها در هم گره خوردن
“까맣게 변해가는 걸 느껴 (oh-oh-oh)”
حس میکنم داره به سیاهی تغییر پیدا میکنه (اوه-اوه-اوه)
“너 없는 창밖의 풍경엔”
توی منظرهی بیرون پنجرهی بی تو
“여백이 되어버린 추억들뿐이야”
فقط خاطرههایی هست که به فضای خالی تبدیل شده
“내 숨 속에도, 내 눈물 속에도”
حتی توی نفسم هم، حتی توی اشکهام هم همینطور
“스며든 널 찾아내 (찾아내)”
تویی که نفوذ کردی رو پیدا میکنم (پیدا میکنم)
“어느새 나도 모르게 (모르게)”
بیاختیار بدون اینکه بفهمم
“그날의 널 완벽히 그려내”
تو رو توی اون روز به شکل بینقصی نقاشی میکنم
“그리곤 계속 반복해 (반복해)”
و بعد مدام تکرارش میکنم (تکرار میکنم)
“그 안에 내가 있기에, whoa”
چون من درونش هستم، ووآ
“흘러가는 시간 속에 머물러줘, 지금 이대로”
در گذر زمان بمون، همینطوری مثل الان
“Can't let you go, 너를 놓아줄 수가 없어 난”
نمیتونم بذارم بری، نمیتونم رهات کنم
“Can't let you go, 이미 너로 채워버려서”
نمیتونم بذارم بری، چون همین الانش هم با تو پر شدهام
“Back to the start, 모든 것은 다 변하겠지만”
برگشتن به شروع، همه چیز تغییر خواهد کرد اما
“내 안에 이대로 널 모두 담아낼 테니까”
چون من همونطور که هستی همه تو رو درون خودم جای خواهم داد
“모든 것이 선명해 (선명해)”
همه چیز واضحه (واضحه)
“내 안에 네가 있기에 (네가 있기에)”
چون تو درون من هستی (تو هستی)
“너로 가득했던 날 그려내”
روزی که پر از تو بود رو میکشم
“그리곤 계속 반복해 (반복해)”
و بعد مدام تکرارش میکنم (تکرار میکنم)
“여기엔 네가 없기에, whoa (whoa)”
چون تو اینجا نیستی، ووآ (ووآ)
“눈부셨던 예전처럼 돌아와 줘, 그때로 (그때로)”
مثل گذشتهی درخشان برگرد، به اون زمان
“There's no meaning without you, ooh”
بدون تو هیچ چیز معنایی نداره، اووه
“(There's no meaning without you, yeah)”
(بدون تو هیچ چیز معنایی نداره، آره)
“There's no meaning without you, ooh”
بدون تو هیچ چیز معنایی نداره، اووه