تخمین عددی سهم نیروی هوایی و نیروی دریایی آمریکا از حجم آتش در جنگ 40 روزه
یکی از نکات مهم برای سناریوخوانی تحولات آینده این است که بررسی کنیم، استقرار هر یک شاخههای ارتش آمریکا در منطقه، چه میزان به حجم آتش آمریکا خواهد افزود. از این طریق میتوانیم ارزیابی کنیم که سناریوی تهاجمی احتمالا چگونه خواهد بود. مثلا استقرار سه ناوگروه چه حجم واقعی از آتش ایجاد میکند، یا استقرار جنگندهها و بمبافکنهای نیروی هوایی آمریکا در منطقه و اروپا چه تاثیری خواهد داشت.
از زمان جنگ جهانی دوم، مهلکترین نیروی متعارف آمریکا که بیشترین توان ایجاد حجم آتش را دارد، نیروی هوایی آن بوده است، نه نیروی دریایی یا زمینی. با این حال، نیروی دریایی به دلیل امکان استقرار مستقل، قابلیت بسیار مهمی فراهم میکند. چنانکه بدون نیروی دریایی آمریکا، محاصره دریایی ایران عملا ممکن نبود. علاوه بر این، آسیبپذیری این نیرو کمتر از پایگاههای هوایی ثابت منطقه است.
اگر به آمارها نگاه کنیم، اسرائیل حدود 18 هزار بمب (مهمات) را در 10,800 حمله جداگانه بر روی حدود 4 هزار هدف در جنگ 40 روزه به کار برد. تعریف هدف از نظر آمریکا و اسرائیل شاید متفاوت باشد، اما از مجموعه شواهد اینطور بر میآید که آمریکاییها یا نزدیک به آمار اسرائیلیها مهمات تهاجمی استفاده کرده اند یا بیشتر از آن. گفته شده آمریکاییها حدود 14 هزار حمله آفندی بر روی 13 هزار هدف انجام دادهاند. طبیعتا وقتی از "هدف" صحبت میکنیم، ممکن است برای یک هدف چند مهمات استفاده شود. با اینکه آمریکاییها تعداد کامل مهمات را اعلام نکردهاند، میتوان حدس زد که فارغ از تاثیرات عملیاتی، تعداد مهمات بیشتری نسبت به اسرائیل به کار بردهاند. شاید باید بالای 20 هزار مهمات را برای آنها فرض کرد.
تخمین نقش نیروی دریایی و زمینی آمریکا در حجم آتش:
نیروی دریایی آمریکا بالای 1000 موشک کروز تاماهاوک پرتاب کرده است. ناوگروه لینکلن (یا ناوهایی تحت هدایت آن) حدود 450 موشک تاماهاوک، ناوگروه فورد (یا ناوهایی تحت هدایت آن) 207 موشک تاماهاوک و بقیه عمدتا از زیردریاییها... شلیک شدهاند.
طبق تصویری که از بدنه ناو لینکلن منتشر شده، عدد 1463 روی نماد بمب نوشته شده است. این احتمالا به معنای آن است که هواگردهای این ناو حدود 1463 بمب یا مهمات تهاجمی علیه اهداف خود به کار بردهاند. ممکن است مهماتی مانند موشک SLAM-ER نیز جزو این تعداد باشد یا نباشد، اما بعید است در قیاس تعداد بسیار بزرگی باشد (برخی منابع عدد 1499 را برای مجموعه مهمات دقیق ذکر کردهاند). تعداد سورتیهای مجموع لینکلن از آغاز جنگ تا محاصره چندماهه، 3693 بوده و تعداد سورتیهای فورد از ابتدای جنگ تا ماه مه حدود 1700 سورتی است. از این رو، مقایسه دقیق در بازه جنگ دشوار است. با این حال، ماهیت عملیاتی فورد تا حدی مختل شد و در مجموع میتوان تعداد کمتری را برای بخش تهاجمی آن در نظر گرفت. با نبود آمار واقعی، 800 مهمات به آن اختصاص میدهیم (کمی بیشتر کمتر تغییر بزرگی نمیسازد). ناوهای آبی-خاکی که ظرفیت کمتری دارند و بعدا به عملیات و محاصره اضافه شدند، در این محاسبه لحاظ نمیشوند.
در مجموع، 1100 موشک کروز تاماهاوک + 1499 مهمات لینکلن + 800 مهمات فورد، سهم نیروی دریایی آمریکا را به حدود 3400 مهمات میرساند.
نیروی زمینی آمریکا نیز شاید حدود 400 موشک بالستیک در بازه جنگ به کار برده باشد و تعداد پهپادهای انتحاری نباید بسیار زیاد باشد. 500 ابزار تهاجمی برای آن منظور میکنیم.
تخمین نقش نیروی هوایی آمریکا در حجم آتش:
اما نیروی هوایی آمریکا بار اصلی حجم ضربات را بر عهده داشته است. با توجه به اینکه استفاده از مهمات تهاجمی آمریکا ممکن است از اسرائیل پیشی گرفته یا متناسب با آن باشد، اگر همان 18 هزار مهمات اسرائیل را مبنا قرار دهیم و سهم مجموع 4000 مهمات تهاجمی را به نیروی دریایی و زمینی آمریکا اختصاص دهیم، به سهم حدود 14,000 مهمات تهاجمی برای نیروی هوایی آمریکا میرسیم (طبعا اگر تعداد مهمات آمریکا را بالاتر فرض کنیم، سهم نیروی هوایی بیشتر نیز خواهد شد). این حجم به دلیل امکان استفاده از پایگاههای زمینی برای پروازهای پرحجمتر و پرتعدادتر، بهرهگیری از توان بمبافکنها و همچنین استفاده از بمبها و موشکهای سبک پهپادهای نظارتی-رزمی .... حاصل میشود. این موضوع نقش استقرار هواگردهای آمریکا در پایگاههای زمینی خاورمیانه را برای افزایش حجم آتش آمریکاییها برجسته میکند. از این رو، سنجش امکان ایجاد حجم آتش نیروی دریایی و هوایی آمریکا صرفا با مقایسه تعداد هواگردهای آنها، مقایسهای خام است و لزوما نمایه ای دقیق از حجم آتش پیشرو نشان نمیدهد. و ضرایب تاثیری را باید برای امکانات هر نیرو منظور کرد.
محسن ریحانی
@Exciton_missile_program 🚀
Post #8143
13.2K