♦️این روزها در مورد زمان و چگونگی جنگ بزرگ بعدی بین ایران و آمریکا و اسرائیل زیاد فکر میکنم. تقریبا تردیدی نیست که از نظر سیاسی، درست بعد از انتخابات میاندورهای آمریکا مناسبترین زمان برای شروع عملیاتی جدید باشد چون دیگر محذوریتهای سیاسیِ مربوط به انتخابات رفع شده و رئیسجمهور آمریکا قبل از درگیر شدن با کنگره جدیدی که احتمالا به دست حزب رقیب افتاده، ترجیح دهد جنگ ایران را به سرانجام مناسبی برساند اما وقتی بحث به ابعاد نظامی ماجرا میرسد ذهنم درگیر سؤالات و تردیدهای جدی میشود. تردیدهایی در اینباره که این جنگ چه هدفی میخواهد داشته باشد و چگونه میتواند به اهداف راهبردیاش برسد؟
♦️مهمترین تردید من همان چیزی است که جناب ریحانی در مطلبی از آن به عنوان "حلقه اصلی بنبست راهبردی ارتش ایالاتمتحده" نام برده بودند، یعنی ناتوانی ارتش آمریکا در سرکوب مؤثر توان آفندی سپاه. این وضعیت با توجه به کاهش جدی ذخایر رهگیرهای پدافندی آمريکا و متحدانش مسألهای بسیار جدی است. بدون تدوین طرحی جدید برای سرکوب این ظرفیت آفندی، عملیاتهای نظامی جدید نه غیرممکن اما بسیار پرهزینه خواهد بود.
♦️دومین تردید جدی من، اهداف احتمالی از راهاندازی این عملیات خواهد بود. تردیدی نیست که به جز همان شهرهای موشکی، تقریبا عمده تأسیسات نظامی که در بانک اهداف اسرائیل و آمریکا بودند در جنگ قبلی ضربات اساسی دریافت کردند با این مقدمه، جنگ بعدی واقعا با چه هدفی باید آغاز شود؟ تأسیسات هستهای کوه کلنگ گزلا؟ چگونه؟ تأسیسات زیرساختی اقتصادی ایران؟ باز هم به همان سؤال اول برمیگردیم. با ریسک حملات متقابل ایران به زیرساختهای کشورهای عربی قرار است چه کنند؟ اگر جریان نسبی نفت در تنگه هرمز برقرار شده، جنگ جدید وضعيت را بهتر میکند یا بدتر؟ اگر هدف زدن زیرساختها، فشار اقتصادی است چرا بدون قبول این ریسکها به محاصرهی دریایی فرصت بیشتری داده نشود؟ وضعیت، پیچیدهتر از آن است که برخی در دو طرف ماجرا درباره آن تصوراتی دارند.
Post #8069
7.82K
Forwarded from کاوش