روسیه و مسئله انتقال بحران به اروپا
اوکراین برنامهای موفق را علیه زیرساختهای روسیه اجرا کرده و این برنامه تا حد بسیار موفقی جواب داده است. یکی از علتهایی که اروپاییها فکر میکنند روسیه در آینده دست به تحرکاتی بزند (جدا از گزارشهای سری امنیتی) این است که معادله زیرساختی روسیه و اوکراین متوازن نیست. زیرساختهای اوکراین بسیار بیشتر از روسیه آسیب دیده و این آسیبها امروز به حوزه تمدنی و جمعیتی آن رسیده است. اما روسیه بدون بخش نفت و گاز، بیش از اوکراین فعلی آسیب خواهد دید. روسیه کشوری عظیم است که قلب تپنده زندگی در آن منابع نفتی و گازی است. از اینرو شاید روسها ناچار شوند بحران را به حمایتکننده اصلی اوکراین، یعنی اروپا، منتقل کنند. یعنی ناآرامی مسکو را به پاریس و لندن و برلین و ورشو بکشاند.
طبعا چنین کاری با پاسخ اروپاییها به زیرساختهای روسیه همراه خواهد شد و آنها نیز ابزار ضربه دارند. با این حال، این یک شوک امنیتی بزرگ برای اروپا خواهد بود. اگر روسیه دست به چنین اقداماتی بزند، شاید بر پایه چند فرض عمل کند:
1- برخورداری دو طرف از سلاح هستهای شاید لزوما مانع جنگ غیرقابلمهار نشود، اما میتواند مانع جنگ تمامعیار ناتو و روسیه شود. اما اینجا پارادوکس ثبات-بی ثباتی که همیشه در مساله سلاح اتمی وجود دارد، معنی میدهد. هرچه جنگ هستهای نامحتملتر تصور شود، وسوسه جنگ ترکیبی و محدود بیشتر میشود.
2- وجود ترامپ در کاخ سفید مسئله را نسبت به یک دموکرات، که موضع سختتری در قبال روسیه دارد، قابل مدیریتتر میکند.
3- اروپا همچنان برای یک جنگ وسیع، از نظر توسعه تسلیحات دورایستای پرشمار و تجهیزات پدافندی لازم، آماده نیست. و جنگ در خاورمیانه کمک شایانی به آن کرده است.
4- جوامع اروپایی آمادگی روانی مردم روسیه و اوکراین را در یک بحران جنگی ندارند.
اما هر یک از این فرضها باگهای خود را دارد. مثلا سیاستهای ترامپ مثل چک بدون امضا به نفع روسیه نیست و مسئله پیچیدهتر از این است. اروپا همچنان ابزارهایی برای ضربه به عمق راهبردی روسیه در اختیار دارد. یکی از مهمترین پرسشها این است که اگر روسیه چنین اقداماتی بکند، به برآمدن احزاب راست افراطی در اروپا ضربه نمیزند؟ این احزاب کاملا یکپارچه نیستند و ممکن است هر یک از دو روایت تقویت شود:
بیاعتبار شدن روایت "تهدید روسیه ساختگی است" که به تضعیف گفتمان راست افراطی میانجامد.
تقویت روایت "با کمک به اوکراین، این جنگ را به خانه ما آوردند" که به تقویت گفتمان راست افراطی میانجامد.
در مجموع، شکل عمل روسها تعیینکننده است: 1- جنگ ترکیبی و ایجاد ناامنی، یا حمله کلاسیک 2- محدود ماندن تحرکات در بالتیک یا حداکثر لهستان و پرهیز از گسترش آن به اروپای غربی، یا توسعه به قلب اروپای غربی 3- کوتاه و محدود بودن زمان درگیری، یا طولانی شدن آن.
در گام نخست، جنگ ترکیبیِ پرشدتتر با هدف ایجاد ناامنی، و محدود نگاه داشتن میدان در بالتیک و در نهایت لهستان، اولویت بیشتری دارد. اما باید دانست امروز کشوری مانند لهستان حلقه ضعیف اروپا نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به حلقه قوی آن است. درگیری طولانیتر احتمالا به ضرر روسیه تمام خواهد شد چه در سطح ضربات و چه در افکار عمومی اروپا. راهبرد روسیه شاید این باشد که تحرکات را تا زیر آستانه ماده 5 ناتو محدود نگه دارد.
پایان (محسن ریحانی)
@Exciton_missile_program 🚀
Post #8039
31.5K