ضعف در حوزه دینامیک نبرد، گره کور معادله رزم ایالات متحده در ایران
آنچه استراتژی آمریکا را تاکنون کم اثر کرده و جنگ 40روزه را برایش به بنبست کشاند، ناکافی بودن طرحریزیها و شاید حتی امکانات در حوزه دینامیک نبرد در این میدان وسیع بوده است. آمریکا بیش از 13 هزار هدف را زد که حدود 4 هزار مورد آن دینامیک و شناساییشده در زمان واقعی بوده است. اما طبعا همه هدفها لزوما کیفی نبودهاند یا اثرگذاری میدانی کافی نداشتهاند. طبعا هیچ کشوری به اندازه ایالت متحده امکانات در این زمینه ندارد، اما بینش نسبت به میدان رزم و تفکر افرادی که با آنها میجنگی مساله اساسی است. وقتی در کشور بزرگی مثل ایران بدنبال سرکوب توان آفندی نامتقارن هستید، باید حوزه شناسایی، هدفیابی و واکنش بسیار سریع باشد. اگر در حوزه محدودتر تنگه هرمز و خط ساحلی اطراف آن تلاشهایشان ناکافی باشد، مسئله بزرگتر هم میشود. این ضعف در خوانش بازی در حوزه دینامیک نبرد، در حملات اینروزهای سنتکام هم نمایان است.
اگر سایتهایی را که آمریکا به آنها حمله کرده با حملات اسرائیل مقایسه کنید، آمریکاییها به مراتب مخربتر حمله میکنند. میزان خسارتی که در مجموع جنگ ۱۲ روزه ایجاد شد، با جنگ ۴۰ روزه قابلقیاس نیست. حتی افزایش میزان بمبریزی اسرائیلیها در جنگ ۴۰ روزه هم به توان تغذیه آمریکاییها باز میگردد. سایتهای نظامی در ایران تمام نشده است. اما سایتهایی که اثرگذاری مستقیم صنعتی و نظامی بر معادله فعلی داشتند و در دسترس بودند، تا حد بالایی مورد حمله قرار گرفتند (طبعا مطلق نیست و همیشه چیزی میماند). آنچه عموما از استاتیک نبرد باقی مانده، ساختار سازههای پایگاههای زیرزمینی و هستهای، زیرساختهای صنعتی غیرنظامی و نیروی زمینی است.
معادلهای که نتوانی در حوزه دینامیک نبرد حلش کنی، مجبوری در جهت استاتیک نبرد گسترشاش دهی. حوزههایی که در این میان به عنوان عنصر موثر باقی ماندهاند محدودند. مهمترین آنها در حوزه رزمی، ساختاره سازهای پایگاههای زیرزمینی هستند. اگر آن هم به بنبست بخورد، عناصر باقیمانده به مسائل زیرساختی غیرنظامی و صنعتی میرسد. این میدانی برای تست توانمندیها و ضعفهای آمریکاییهاست. میدان جنگ با چین برای آمریکاییها ابتدا و اساسا یک میدان دینامیک بالا خواهد بود که کمی حوزه استاتیکی نیز دارد.
محسن ریحانی
@Exciton_missile_program 🚀
Post #7665
19K