• چه چیز تکامل مغز انسان را ویژه کرد؟ •
برخی نواحی مغز -چون نواحیِ تخصصی عملکردهای حسّی (صدا، تصویر و ...) و حرکتی- روشی نسبتاً ساده و معمولی در پردازش سیگنالهای ورودی و خروجی دارند و مدارهای عصبی دخیل در آنها، دارای سیمکشی تغییرناپذیر هستند.
در چشم، دادههایی مضاعف، از دو چشم به نواحی عقبی مغز ارسال میشوند. در نگاه ساده، نیمی از این دادهها «زائد» تلقّی میشوند، چرا که میتوان با یک چشم هم دید. اما باید توجه کرد که تطبیق دادههای مضاعف دو چشم، امکانِ دیدِ سه بُعدی و تشخیص عمق و فواصل را به انسان داده. این، مثالی است از نوعِ متفاوت پردازش دادهها در مغز؛ یعنی روشی که در آن، کُلّ، چیزی بیش از مجموع اجزاء است و سیگنالهای پیچیده از نواحی مختلف، با هم تلفیق شده و پردازشی «سینرژستیک» یا همافزا دارند. نواحیِ مغزیِ درگیر در عملکردهای عالی شناختی مثل توجه، یادگیری، حافظۀ کاری، شناخت اجتماعی و ادراکِ عددی، از پردازشی همافزا پیروی میکنند. چنین پردازشی، مداربندی ساختاری و سیمکشی مستحکم و تغییرناپذیری ندارد و در پاسخ به تجربیات فرد، انعطاف نشان میدهد و تغییر میکند.
نواحیِ همافزا، زیر میکروسکوپ، سیناپسهای بسیار بیشتری دارند و عمدتاً هم متمرکز در نواحی جلویی و میانی کورتکس (لایه خارجی مغز) هستند و ارتباط موثر و گستردهای با سایر نواحی دارند تا دادههای اوّلیۀ حسی-حرکتی را دریافت و تلفیق کنند.
اکنون پرسش اینجاست که پردازش همافزا در دیگر نخستیها چگونه است؟
با بررسی تصاویر مغز و آنالیزهای ژنتیکی گونههای مختلف، مشخص شد که هرچند هم انسان و هم میمون مکاک، از نظر میزان اتّکا به دادههای زائد برابرند اما پردازش همافزا در انسانها در مقایسه با میمونهای مکاک، نسبت بالاتری از کل جریان اطلاعات مغز را تشکیل میدهد. قشر Prefrontal -یا پیشپیشانی، مرکز عملکردهای پیشرفتۀ شناختی- در انسان، بیشتر متّکی بر پردازش همافزا، و در مکاک، محل پردازش اطلاعات زائد است. همچنین این قشر، در طی تکامل انسان، توسعۀ قابل توجهی به نسبت شامپانزهها داشته و به نظر میرسد هر ناحیه که طی تکامل، بیشتر توسعه یافته باشد، پردازش همافزای بیشتری دارد.
بررسیهای ژنتیکی نشان میدهد میزان بیان ژنهای منحصر به انسان در بافتهای نواحی همافزا، بسیار بیشتر است و این یعنی میتوان تصور کرد پردازش همافزای دادهها در مغز، گامی مهم در تکامل شناختی انسان بوده باشد.
منبع و مقاله
@Evolps 🌱
Post #331
1.29K