• نقد «فرگشت و پدیده قتلهای ناموسی» •
برای مطالعه این نقد پیشنهاد میشود که اول پست مربوطه را در کانال خوب تکامل و زیباییشناسی مطالعه بفرمایید: فرگشت و پدیده قتلهای ناموسی
نقد اول: همان طور که به درستی اشاره شده قتلهای ناموسی، رفتاری است که از برهمکنش دو سویه ژنوم و محیط (فرهنگ، زبان، وضعیت اقتصادی و …) نتیجه میشود. نتیجهٔ این تعامل تک ساحتی است نه دو ساحتی، در نتیجه، احتمالا از یک منظر قابل تحلیل است. مغز انسان در طی تاریخ تکاملی سیمکشی شده است. ذهن انسان که پردازشگر اطلاعات است با توجه به شرایط ورودیهایی که از محیط پیرامون خود دریافت میکند، رفتاری را به عنوان خروجی تحویل میدهد. در نتیجه رفتار حاصل تعامل هر دو عامل است، به عبارت دیگر هر دو عامل تاثیر دارند اما به این شکل نیست که هر دو عامل را با تاثیرهای جداگانه در نظر بگیریم. همانند پف کردن کیک شکلاتی که نمیتواند به صورت دو منظری گرما و پیکین پودر تفسیر شود.
نقد دوم: در جنبهٔ زیستی به این مورد اشاره نشد که چرا قتل صورت میگیرد؟! آیا این قتل کمک میکند که نر نسبت به نرهای دیگر «سازگاری» خود را افزایش دهد؟! ممکن است پاسخ این باشد که حساسیت نر نسبت به وفاداری ماده، منجر به افزایش سازگاری میشود. حال سوال دیگری پیش میاید: چه طور این حساسیت منجر به قتل میشود؟ و سوال دیگر این حساسیت منجر به قتل شده چه طور سازگاری فرد را افزایش میدهد؟ چه طور کمک میکند که ژنهای این فرد تکثیر پیدا کند؟ و یا سایر موارد احتمالی که در افزایش سازگاری افراد دخیل هستند. به نظر میرسد که در جنبهٔ زیستی مطرح شده به قتل نه تنها اشارهای نشده بلکه حتا به قتل نمیرسیم. شاید به همان دلیل که احتمالا رفتار تک ساحتی است و نه دو ساحتی.
نقد سوم: به درستی اشاره شده است که اطلاعات ورودی به هر شکلی که باشد مثلا فرهنگ، اقتصاد، تربیت، قانون و … بر شدت رفتار تاثیر میگذارد. مثال واضح آن اهمیت ترجیح زنان ژاپنی به درآمد همسر در قیاس با زنان سوئدی.
نقد چهارم: به طور دقیق متوجه منظور جناب پاکنژاد در مورد استفاده از «وزن تاثیر» و «غالب» نشدم اما اگر این به این شکل است که محیط و ژن را در یک پیوستار قرار دهیم و جمع جبری آنها را یک بدانیم (مثلا فلان رفتار X درصد ژنتیکی و مابقی درصد محیطی است) روانشناسی تکاملی همانند ژنتیک رفتاری از اساس مخالف این دو گانهٔ مطرح شده است. به عبارت دیگر افزایش سمتی منجر به کاهش سمت دیگر نمیشود. در نتیجه به نظر میرسد که نمیتوان گفت که وزن فرهنگی بر بستر زیستی غالب است و بستر زیستی مغلوب. (نکته: البته اگر منظور این باشد و درست متوجه منظور شده باشم.)
نقد پنجم و آخر: بسته به این که قتل ناموسی را محصول سازشی بدانیم یا محصول جانبی میتوان در مورد این که آیا محو خواهد شد یا نه تصمیم بگیریم. اگر آن را محصول شازشی بدانیم به نظر میرسد که هر زمانی که شرایط محیطی منجر به فعال کردن این بخش از ذهن شود این رفتار صورت خواهد گرفت. در شرایطی که اگر حاصل محصول جانبی بدانیم احتمالا با «سرریز»هایی بتوانیم آن را محو کنیم. همانند: ختنه کردن که محصول جانبی است و با سرریز کردن میتوان آن را از میان برداشت.
✍️🏿 محمدامین موفق
@evolps🌱
Post #322
2.3K