امپراطریس[آلمان] بسیار زنِ نمکین بود. با وجود علیلی مزاج، بسیار خوب بود. خوشگیس، خوشترکیب، دلچسب، بسیار با قرُّ و فر. ما را که دید، یک دفعه راه رفته، نگاههای عجیب میکرد و گفت بسیار افسوس دارم که این چند روز که اینجا بودی نیامدم. لبش را میگزید، خودش را میمالید به صندلی و گفت، خواهشِ یک صورت عکس شما را دارم. گفتم صبح میفرستم. بسیار صحبت شد، باریک! خلاصه دست امپراطریس را گرفته وارد تالار شدیم.
شاهزادههای نمسه[اتریش] و آلمان همه بودند. بر پدر آلمانها لعنت که همه خوشگلاند.
- خاطرات ناصرالدین شاه در برلین
(سومین سفر شاه به فرنگ)
🌍 @European_study 🇪🇺🇩🇪
