تلختر از گرانی، شرمندگی یک پدر است
صبح یک مشتری آمد مغازه. یک مشت اسکناس و پول خرد را گذاشت روی پیشخوان و گفت: «آبجی، اینا رو بشمار ببین چقدر میشه، به اندازه همین برام گوشت بده.»
پولها را شمردم. حتی ۳۰۰ هزار تومان هم نمیشد. هرچه حساب کردم، دیدم خریدش به زحمت به ۲۵۰ هزار تومان میرسد. اما درد ماجرا قیمت گوشت نبود؛ درد، حرفهایی بود که بعدش زد.
میگفت: «هرچی کار میکنم، آخر ماه هیچی برام نمیمونه. دخل و خرج با هم نمیخونه. دیگه نمیدونم چیکار کنم.»
واقعاً چند نفر از مسئولان تا حالا این صحنهها را از نزدیک دیدهاند؟ تا حالا دیدهاند پدری برای خرید چند تکه گوشت، پولهایش را یکییکی بشمارد؟ تا حالا شرمندگی مردی را دیدهاند که دلش میخواهد چیزی برای زن و بچهاش ببرد اما دستش خالی است؟
فقر فقط خالی شدن سفره نیست؛ شکستن غرور آدمهاست. پدری که نتواند خواسته ساده فرزندش را برآورده کند، هر روز بخشی از وجودش را زیر بار این فشار از دست میدهد.
🔻 امروز صدای مردم از گرانی گذشته؛ مردم از ناتوانی در تأمین سادهترین نیازهای زندگی خسته شدهاند.
صدای این مردم بالاخره به کجا میرسد و چه کسی قرار است پاسخگوی این همه فشار معیشتی باشد؟
@Eterazebazar
Post #161064
1.31K