🔺تاملاتی در یک خیانت به عشق پاک ایرانیان به امام حسین علیه السلام
چندی است که در نوشتهای مغرضانه وانمود شده سرور آزادگان جهان روش خلیفه دوم را در تحقیر ایرانیان تایید میکرده است. حال آنکه حقیقت درست بر خلاف این بوده و حضرات ائمه معصومین با تحقیر ایرانیان توسط خلفای جور مخالفت میکردند و ما هم افتخار می کنیم که پیرو چنان امامانی هستیم.
اگر متن کوتاه زیر را بخوانید نه تنها بر زشت سیرتی کسانی که می خواهند اسطوره های انسانیت را از ما بگیرند بیشتر آگاه می شوید، به شرافت و انسانی بودن مکتب قرآن و اهل بیت، بیشتر واقف شده، عشق و محبتتان نسبت به آنها افروخته تر می شود.
نوشته جنجالی مزبور، گزیده ای است از کتاب سفینه البحار که خواسته اند با حذف سر و ته مطلب مندرج در آن، یک دروغ شاخدار را از آن در آورند و رفتار زشت دشمنان اهل بیت را به اهل بیت نسبت دهند. توضیح اینکه:
1- کتاب سفینه البحار یک مُعجم (چیزی شبیه فرهنگنامه) است برای راحت پیدا کردن مطالب در کتاب مفصل بحارالانوار.
کتاب در زمانی نوشته شده که امکان سرچ کامپیوتری نبوده است. این معجمِ مختصر و مفید ذیل هر ریشه (مثلا ریشه عجم) چند مطلب پراکنده را که در کتاب بحارالانوار هست آورده و آدرس داده است. این مطالبِ پشت سر هم، ربطی به هم ندارند و تنها در اینکه در همه آنها کلمه ای مربوط به عجم آمده مشترکند.
2- مرحوم شیخ عباس قمی نویسنده سفینه البحار در ذیل واژه "عجم" سه مطلب را از مطالب بحارالانوار انتخاب کرده و آدرس داده است. این سه مطلب کاملا جدا از هم هستند و نویسنده سفینه البحار با اشاره به آنها خواسته تا آدرس آنها را در بحارالانوار مشخص کند.
3- مطلب اول اینکه خداوند در قرآن می فرماید:
اگر ما این قرآن را بر یکی از اعجمی ها نازل می کردیم و آن اعجمی این قرآن را به زبان خودش بر این اعراب اطراف تو می خواند آنها به آن ایمان نمی آوردند. (سوره شعرا 198 و 199)
روایتی که در بحارالأنوار در تفسیر این آیه نقل شده این است که امام می فرمایند این آیه به صورت تلویحی مدح عجم هاست و نکوهش عربها چرا که نشان می دهد عجمها عموما از عربهای آن زمان حق پذیرتر بوده و نژادپرستانه به حقایق نگاه نمی کرده اند. نمی گفته اند چون قرآن به زبان عربی است به آن ایمان نمی آوریم در حالی که عموم عربهای آن زمان این گونه بودند و اگر قرآن بر غیرعرب نازل شده بود به آن توجه نمی کردند.
این اولین مطلبی است که ذیل ریشه عجم در سفینه البحار از بحارالأنوار نقل شده است.
4- مطلب دومی که در سفینه البحار ذیل واژه عجم آمده این است که در بحارالانوار روایتی نقل شده که امام فرموده اند ما مصداق قریش (برترین تبار عرب) و شیعیان ما از هر نژادی که باشند مصداق عرب و دشمنان ما از هر نژادی که باشند مصداق عجم هستند.
با این توضیح که: عربیت به نژاد پدر و مادری نیست بلکه به فهم سخن حق و ابراز حق است و اگر کسی از تبار عرب بود اما سخن ما را نفهمید و به جان نخرید و به آن اقرار نکرد فضیلتی ندارد و اگر شخصی از غیر تبار عرب، سخن حق ما را فهمید و به آن اقرار کرد او فضیلت دارد. اصل پیام این روایت که مخالف نژادپرستی است همین است.
اما اینکه چرا عربیت فضیلت گرفته شده و گفته شده هر کس حق ما را بفهمد و به آن اقرار کند عرب است این است که کلمه "عرب" در زبان عربی در اصل به معنای شخص خوش بیان و فصیح است و کلمه عجم به معنای کسی است که سخنش نامفهوم است.
طبیعتا هر قومی در مواجهه با دیگر اقوام و در فضای زبانی خود می گویند که ما فصیح صحبت می کنیم و دیگران نمی توانند گویش ما را خوب بفهمند و خوب ادا کنند.
به این ترتیب صحرانشینان حجاز فضیلت عربیت (یعنی فصاحت) را به خود نسبت می دادند و در این مبنا دیگران را دچار عُجمیّت می دانستند. لذا می گفتند ما عربیم آنها عجم. دقت کنید معنای عربیت فصاحت است و نه چیز دیگر. بحث نژادی عرب یک معنای عارضی است و اگر به معنای اصلی واژه عرب نظر کنیم، طبیعتا "بیان و فصاحت داشتن" فضیلت است.
به این ترتیب اگر مثلاً زبان فارسی را مبنا قرار دهیم ما در آن عرب هستیم و سعودی ها عجم اند چون فارسی را نه خوب می فهمند و نه خوب می توانند ادا کنند.
حالا امام علیه السلام می فرمایند دعواهای زبانی را کنار بگذارید. عمق عربیت و عجمیت در این است که معانی فهمیده شود؛ حقیقت درک شود و به آن اقرار شود. لذا آنان که حق ما را می فهمند و به آن اقرار می کنند و آن را با فصاحت ترویج می کنند عرب هستند و آنها که حق ما را نمی فهمند یا می فهمند اما بیان نمی کنند و ترویج نمی نمایند عجم هستند. چه سود که نژادت عرب باشه و قریشی هم باشی اما حق را نفهمی یا بفهمی و کتمان کنی.
این دومین نقل سفینه البحار که در مقام شکستن فضای نژادپرستی عربی است.
@Estedlale_Ma
Post #1675
1.38K