تازه ازدواج کرده بودم،شوهرم یه پیراهن سفید داشت خیلی دوسش داشت هرجایی مهمی که داشت باهاش میرفت ،منم بچه سال بودم کلا از خونه داری چیزی سر در نمیاوردم ،پیراهن شوهرمو با لباس صورتی خودم و دوتا تیکه لباس رنگی دیگه باهم انداختم تو لباسشویی 😂😂😂 بعد یکساعت که لباسا رو در اوردم دیدم هرکدومش یه رنگی دیگه شده 😂پیراهن شوهرم شده بود گلبهی .
صداشو در نیاوردم بااعتماد به نفس انداختم رو بند بعدم براش اتو کردم تو کمد دار کردم .شوهرم یک هفته دنبال پیراهنش میگشت ،هی میگفت من یه پیراهن سفید داشتم چرا پیداش نمیکنم منم میگفتم نمیدونم ببین کجا گذاشتیش .تا چشش خورد به لباس گلبهی که تو کمده ،بهم گفت اینو کی خریدی عزیزم ،اخه مگه نمیدونی من این رنگار و تا الان نپوشیدم ،بهش گفتم یه بارم رنگ دیگه بپوش ببین چه قدر قشنگه 😂😂😂پوشید هی میگفت چه مدلش مثل لباس سفیدمه😂 گفتم اره عزیزم دیدم مدلشو دوست داری برات خریدم 😂بدبخت ذوق میکرد چقدر من بهش توجه میکنم مدل لباسشو رفتم براش گرفتم ،بعد یکماه فهمید چه کلاهی سرش رفته ،هرجا مینشست میگفت زنم رفته تو کار رنگ لباس ،لباس رنگ جدید میخاید بدید مریم براتون تو کار در میاره😂
Post #58567
3.79K
Forwarded from ربات توییتر دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی
- 🤣 187
- 💊 5
- 😁 4
- ❤ 3
- 🗿 2